|
گفت و گوی بهرام رادان با همایون ارشادی |
حس دافعهای که در مورد اقتباس از رمانهای پرفروش و محبوب پس از راز داوینچی کاملاً ناموفق ران هاوارد در من ایجاد شده بود باعث شد تا از همان ابتدا نسبت به خریداری امتیاز برگردان سینمایی بادبادک باز توسط پارامونت موضع بگیرم. آنهم توسط مارک فوستر جوان! و ناگهان همایون ارشادی، دوست عزیزی که خیلی بیشتر از دفعاتی که یکدیگر را دیدهایم, نزدیکیم. قرار است مهمترین نقش بادبادک باز را بازی کند،او اولین فرستادهی سینمای ایران (بعد از انقلاب) به کارخانه رویا پردازی غرب است.از آن جا که مطمئن هستم همایون آخرین آن هم نخواهد بود و از آنجا که بازی مقتدرانه وی در این فیلم زیبا (که برخلاف روند قبلی اثر بواقع زیبا بود) را ستایش میکنم، با او گپ زدم
ادامه مطلب
«در باره الي..» در شمال كليد خورد
.jpg)
اصغر فرهادي پس از فيلم تحسين شده و پر فروش « چهار شنبه سوري» بيشتر وقت خود را صرف نگارش فيلمنامه كرد كه ما حصل آن فيلمنامه هاي «كنعان»، «دايره زنگي» بود كه به ترتيب توسط ماني حقيقي و پرسيا بخت آور به تصوير در آمدند.او در اين ميان براي مسعود كيميايي هم سيناپس فيلم نوشت « محاكمه در خيابان» را هم نوشت و در عين حال سرگرم تكميل و نگارش فيلمنامه چهارمين اثر سينمايي اش با نام «درباره الي...» نيز بود. فيلمي كه او اين روزها در شمال كشور مشغول فيلمبرداري آن است.او در اين فيلم براي سومين بار با ترانه عليدوستي و ماني حقيقي همكاري مي كند. ترانه كه به مانند دوكار قبلي بازيگر فيلم است ؛ اما ماني حقيقي كه دو همكاري قبلي اش با فرهادي به عنوان فيلمنامه نويس بود در اين پروژه در مقام بازيگر در فيلم اين كارگردان حاضر شده است.در فيلم« درباره الي...» علاوه برحقيقي يك فيلمنامه نويس ديگر هم بازي دارد و او پيمان معادي است كه نگارش فيلمنامه هايي چون «آواز قو»، «عطش»،«كافه ستاره»و... را در كارنامه خود دارد. گلشيفته فراهاني،ترانه علیدوستی شهاب حسيني، مريلا زارعي، رعنا آزادي ور، احمد مهرانفر و صابرابر بازيگراني هستند كه همراه با فرزين صابربهلولي، متين فتورچي،آينار آناهيد و فاطمه شور مج بازيگران خردسال در اين فيلم به ايفاي نقش مي پردازند. فرهادي در چهارمين اثر سينمايي خود به روايت زندگي چند خانواده پرداخته كه براي گذراندن تعطيلاتي سه روزه به شمال كشور سفر كرده اند. فرهادي علاوه برنگارش و كارگرداني تهيه كنندگي كار هم برعهده دارد و موسسه فرهنگي و هنري سيماي مهر به همراه سيد محمود رضوي به عنوان سرمايه گذار در امر تهيه او را همراهي مي كنند. مدير فيلمبرداري:حسين جعفريان،مدير صدابرداري:حسن زاهدي، طراح گريم:مهردادميركياني، مدير توليد:محمد صادق آذين، دستيار اول كارگردان و برنامه ريز:حميد رضا قرباني، دستيار دوم:احسان بيگلري، منشي صحنه: مريم نراقي، عكاس: سياوش نقشبندي ديگر عوامل توليد اين اثر هستند

دومين شب كارگردانان سينماي ايران؛
حاتميكيا، كيميايي، تقوايي، شهبازي و شباويز در «شب كارگردانان» تنديس گرفتند
در دومين شب كارگردانان سينماي ايران، 4 كارگردان سينماي ايران (ابراهيم حاتميكيا، مسعود كيميايي، ناصر تقوايي و پرويز شهبازي) و يك تهيهكننده قديمي (عباس شباويز) تنديس «كانون كارگردانان» و جوايز نقدي شب كارگردانان را بهدست آوردند.
دومين شب كارگردانان، ديشب طي مراسمي در تالار مهرباني مجموعه ورزشي انقلاب برپا شد.
بنا بر اين گزارش، در شروع برنامه محمدرضا شهيديفر كه اجراي اين برنامه را بر عهده داشت، از عليرضا رئيسيان رئيس كانون كارگردانان سينماي ايران خواست تا با سخنراني خود، مراسم را آغاز كند.
*رئيسيان:كارگردان مهمترين عنصر سينماي بعد از انقلاب بوده است
رئيسيان پس از حضور در صحنه گفت: ما از مسئولين سينمايي دعوت كرديم اما گويا گرفتاريهاي اين مسئولان مهمتر از مجالس ما است.
وي در ادامه با اشاره به مستقل بودن موضع «كانون كارگردانان» نسبت به جريانهاي سياسي- اجتماعي كشور، گفت: كانون كارگردانان سينماي ايران به عنوان يك جريان صنفي، سعي كرده مستقل عمل كند. اين مستقل بودن با زحمات و مشكلات زيادي را بر گردن ما ميگذارد.
كانون كارگردانان نه حزب است نه گرايش نه جمعي با اهداف سياسي. ما يك صنفيم و چون صنف ما حالت فرهنگي دارد، مسئوليت مضاعفي در مورد مسائل فرهنگي بر دوش ما است.
وي در ادامه افزود: در تعريفهايي كه در مورد چيستي فرهنگ وجود دارد، فرهنگ را به هستي انسان تعبير كردهاند و اين تعريف در راس تئوريهاي فرهنگي در چند سال اخير است. به دليل همين تعريف است كه گاهي ما براي انجام رسالت فرهنگي بيانيه صادر ميكنيم يا در مطبوعات به اظهار نظر ميپردازيم اما دوستان و مسئولان زودرنج اين صحبتها را وارد محاسبات خود ميكنند و ميخواهند بدانند اين صحبتها از چه گرايشي صادر شده است، اما كانون كارگردانان و شخص بنده اصلا وارد مسائل سياسي و جرياناتي اين چنين نخواهيم شد.
وي تصريح كرد: هيچ صنفي نميتواند تابع جريانات سياسي باشد چون ذات اين جريانات ناپايدارند و ممكن است در مدتي كوتاه به وجود بياورند و از بين بروند و آنگاه همه چيز به هم ميريزد.در حالي كه آنچه امروز در فضاي مديريتي شوراي مركزي كانون كارگردانان ميگذرد مبتني بر استقلال فرهنگي است.
رئيسيان در مورد دلايل برگزاري جشن شب كارگردانان، گفت: اين جشن به دو دليل برگزار ميشود، يكي ارج نهادن به جايگاه كارگردان در كلان سينما. كارگردان مهمترين عنصر سينمايي بعد از انقلاب ما بوده است و يكي از شاخصهاي اندازهگيري فرهنگ تعداد كارگردانان سينماي يك كشور است.
وي با اشاره به وضعيت سينماي ايران پس از پيروزي انقلاب، گفت: بعد از انقلاب شكوهمند اسلامي و در عرض 30 سال گذشته جريانهاي فرهنگي به گونهاي مديريت شد كه به دليل كيفيت بالاي آثار سينمايي هميشه نگاهي توام با تحسين به سينماي كشور ما صورت گرفت.
رئيسيان كارگردان را مهمترين جزء يك فيلم دانست و گفت: در تعريف يك كارگردان آمده كه وظيفه كارگردان هدايت و رهبري در اجزاي فيلم است و پديد آمدن تاريخ سينما اصولا به خاطر تاليف و فعاليت كارگردانان بوده است اما كارگردانان بايد به هوش باشند كه در كلان سينما به علت موقعيت خطير خود بايد از جريانهاي سياسي فارغ باشند.
رئيس كانون كارگردانان سينماي ايران سپس با مخاطب قرار دادن اعضاي كانون گفت: روي سخنم با درون مجموعه كارگردانان سينماي ايران است و از اعضاي خود خواهشي دارم. از آنها خواهش دارم اين گوهر گرانبها را كه با زحمت به دست آمده به خاطر پرفروشي ارزان نفروشند و اين امري است كه تنها ما ميتوانيم در مورد آن تصميمگيري كنيم. ما حق داريم به خاطر سينما مخاطب بيشتري را در نظر بگيريم. اما خوب است كه حد فيلمهاي ما از يك استاندارد ويژهاي برخوردار باشد و سطح كيفي سينماي ايران كه در بحثهاي فرهنگي هميشه از سطح بالاي آن صحبت ميشود، پايين نيايد. ما حق نداريم به خاطر تعهدي كه داريم از استانداردهاي سينما عدول كنيم. البته اين بدان معنا نيست كه فيلم خوب، فيلمي كم بيننده و كم فروش است. هميشه فيلمهاي پرمعنا و تاثير گذار مخاطبان زيادي داشتهاند و خود مردم اين فيلمها را به خوبي ديدهاند.
رئيسيان در پايان سخنانش با تشكر از پايهگذاران كانون كارگردانان و زحمتكشان اين صنف گفت: ما يك صنف هنري هستيم و ممكن است بعضي از سخنانمان به مذاق ديگران خوش نيايد ولي هر حرفي ميزنيم به خاطر رسالت هنري ما است.
*قاسمي: همكاري با جريانات فرهنگي را ادامه ميدهيم
مجيد قاسمي مدير عامل بانك پاسارگاد كه حامي اين برنامه بود سخنران بعدي اين مراسم بود. وي ضمن اعلام آمادگي بانك پاسارگاد براي حمايت از فعاليتهاي هنري و فرهنگي گفت: بانك پاسارگاد افتخار دارد تا به عنوان جوانترين بانك كشور كه در سطح جامعه، در مقياس زيادي مورد اعتماد قرار گرفته و همكاري خود را با جريانات فرهنگي و هنري به شكلي وسيع و دامنهدار ادامه دهد.
*فرمان آرا:كاش زودتر در چنين مجامعي شركت ميكردم
در ادامه مراسم بهمن فرمانآرا براي اعلام اولين بزرگداشت اين مراسم روي صحنه رفت وگفت: اولين بار است كه در چنين مراسمي شركت ميكنم اما از اين واقعه بسيار خوشحالم و آرزو مي كنم كاش زودتر از اين در چنين مجامعي شركت ميكردم. وظيفهاي كه به من محول شده براي من بسيار با ارزش است چون تقدير از يكي از مهمترين كارگردانان سينماي ايران به عهده من گذاشته شده. ممكن است آثار ما مثل هم نباشد اما يادمان هست كه هر كسي چقدر زحمت كشيده و از كجا آمده. در كار كارگرداني پستي و بلنديهاي زيادي است اما مهمترين چيز در اين كار تداوم است كه كار آساني نيست.
اين فيلمساز به دليل تداوم آثارش ارزش زيادي دارد و من او را هم به عنوان دوست ميشناسم و هم جنس كارش را ميشناسم و نكته ديگر اين است كه او اولين فيلم موج نوي سينماي ايران را ساخت و همه ميدانند موج نو با فيلم «قيصر» شروع شد.
*كيميايي:در آن سالها يك نوع فيلمسازي وجود داشت...
مسعود كيميايي در ميان تشويق حضار به روي سن رفت و پس از تشكر از بهمن فرمانآرا گفت: ما زياد دور از هم شروع نكرديم و به هم نزديك بوديم. آن سالها، سالهاي يك نوع فيلمسازي بود كه ساخت آن يك نوع فيلم هم مشكل بود. حالا ميتوان انواع فيلمها را ساخت، اما آن يك نوع فيلمسازي كار خيلي سختي بود. مسعود كيميايي با اشاره به «فرامرز قريبيان» در ميز روبروي سن، گفت: دو چهارپايه كوچك و يك جاي كوچك در كنار سينما دماوند كه حالا بسته شده، وجود داشت كه ما هم هميشه روي آن چهارپايهها مينشستيم. 9 سالهمان بود كه سينما معلممان شد و اگر بايد فيلمي را چند بار ميديديم چند بار به آنجا ميرفتيم. آن سالها سالهاي سختي بود كه حتي تلويزيون هم نداشت.
در ادامه، با تشويق حضار، لوح قدرداني، تنديس كانون كارگردانان و مبلغ 25 ميليون ريال از طرف بانك پاسارگاد جايزهاي بود كه به مسعود كيميايي داده شد.
*داد:فرصت نكردم علاقه مندي ام را به حاتمي كيا ابراز كنم
در بخش بعدي اين مراسم سيفالله داد به روي صحنه رفت و گفت: خوشحالم كه بناست از يكي از كارگردانهايي كه فرصت نكردم علاقهمنديام به كارهايش را اظهار دارم، تقدير كنم. او كارگرداني است كه همه چيزش فوقالعاده است و از كارگردانان خوب سينماي بعد از انقلاب است.
*حاتمي كيا:بايد خودمان ،خودمان را درك كنيم
پس از نام بردن از «ابراهيم حاتميكيا»، وي بر روي صحنه حضور يافت و گفت: مدتها است كه فكر ميكنم از محرومين اين فضا بودهام و با اينكه در تشكيل كانون كارگردانان نقش داشتهام، اما زياد در فضاي آن حضور پيدا نكردهام، در حالي كه ما احتياج به اين فضا داريم و بايد خودمان، خودمان را درك كنيم كه براي درك متقابل به فضايي دوستانه احتياج داريم. من خودم را جزء فيلمسازان قديمي ميدانم. ما بعد از انقلاب عمري را گذرانديم و اكنون نسل بعدي ما با تلاشي فراوان به كار مشغول هستند.
وي با اشاره به كليپي كه در اين مراسم همراه سرود اي ايران به نمايش درآمد،گفت: وقتي اين كليپ را ديدم، ديدم كه چقدر اين تصاوير زياد، عميق و قابل احترام است و چقدر براي اين سينما زحمت كشيده شده و خاطره ساخته شده است. اميدوارم از اين دور هم جمع شدنها كه متاسفانه در فرهنگ ما كم است، بيشتر داشته باشيم و همديگر را زيادتر ببينيم.
در ادامه، با تشويق حضار، لوح قدرداني، تنديس كانون كارگردانان و مبلغ 25 ميليون ريال از طرف بانك پاسارگاد به ابراهيم حاتميكيا داده شد.
*ميلاني:شهبازي بيان شاعرانهاي از واقعيت ها دارد
«تهمينه ميلاني» براي معرفي سومين نفري كه قرار است از او قدرداني شود به روي صحنه رفت و گفت: من افتخار دارم جايزه يك كارگردان نسل سومي را بدهم. به يكي از كارگردانان خوبي كه هر كسي به گونهاي در موردش صحبت ميكند. يكي ميگويد فيلمساز واقعگرا و كس ديگري ميگويد نماينده خوب نسل سوم كه بيان شاعرانهاي از واقعيتها دارد. من داور جشنوارههاي زيادي بودهام و آثار زيادي را از فيلمسازان جوان در اين جشنوارهها ديدهام اما آثار «پرويز شهبازي» كيفيت واقعا بالايي دارد.
*شهبازي:اين قدرداني برايم گوارا است
«شهبازي» در ميان تشويق حضار روي صحنه رفت و گفت:اين قدرداني براي من اسباب افتخار است و احترام خودم را نسبت به كساني كه من را شايسته اين قدرداني دانستهاند، ابراز ميكنم.
وي ادامه داد: اگر فكر كنم اين قدرداني به خاطر ارج نهادن به سينما و تلاش فيلمساز براي در اختيار گذاشتن تخيل آزاد در معرض ديد عموم است، اين قدرداني برايم گوارا است.
در ادامه، با تشويق حضار، لوح قدرداني، تنديس كانون كارگردانان و مبلغ 25 ميليون ريال از طرف بانك پاسارگاد به پرويز شهبازي داده شد.
*الوند:«ناصر تقوايي» فيلمسازي بود كه با رنج و سختي فيلم ساخت
«محمدرضا شهيديفر» در مورد قدرداني از يك شخص تابناك حرف زد و «سيروس الوند» براي معرفي اين شخص به روي صحنه رفت.
الوند گفت: در دهه 40 حرف جامعه را ادبيات ميزد و سينما خاموش بود. در آن زمان هم مثل امروز تهيهكنندهها و سينماداران بر فيلمها حكومت داشتند و سينما به دست آنها هدايت ميشد. در اين شرايط جواني كه به ادبيات توجه داشت ظهور كرد. جواني كه با تلاش خودش و بعضي از دوستانش فيلمي ساخت كه هنوز هم بر بالاي قله پرافتخار سينماي ايران حضور دارد و ما هنوز در كار سخت و پيچيده «آرامش در حضور ديگران» اوج مهندسي سينما را ميبينيم.
وي افزود: «ناصر تقوايي» فيلمسازي بود كه با رنج و سختي فيلم ساخت و نساخت و به دلايل زيادي كه همه ميدانيم، بسياري از فيلمهايش را نيمه كاره رها كرد. نميدانم چرا اين روزها چندين سال طول ميكشد كه كسي مثل كيميايي و تقوايي فيلم بسازد اما اين كار بايد بشود چون جوانان نياز به ديدن فيلمهاي اين بزرگان دارد.
*قربييان:همكاري با «تقوايي» آرزوي من بود
«فرامرز قريبيان» نيز بر روي صحنه حاضر شد و گفت: دادن جايزه به ناصر تقوايي براي من افتخار بزرگي است و تعجب مي كنم كه چرا من بايد اين جايزه را بدهم. هميشه آرزو داشتم در فيلمي از «ناصر تقوايي» حضور داشته باشم و اين آرزو نزديك بود در فيلم «زنگي و رومي» به حقيقت تبديل شود اما متاسفانه اين فيلم نيمه كاره ماند و اين آرزو هنوز در دلم هست.
*تقوايي:شرط كرده بودم بالاي سن نيايم
ناصر تقوايي در ميان تشويق شديد حضار به روي صحنه رفت و گفت: بچههاي كانون با من خلف وعده كردهاند.وظيفه من بود كه هميشه و همهجا براي كمك و مشورت با كانون در آنجا حاضر باشم ولي شرط كرده بودم بالاي سن نيايم. چون دوست دارم اگر قرار است روي صحنه حضور داشته باشم به اتكاي كارهاي گذشتهام نباشد و به خاطر كار تازهام روي صحنه حاضر شوم.
در ادامه، با تشويق حضار، لوح قدرداني، تنديس كانون كارگردانان و مبلغ 25 ميليون ريال از طرف بانك پاسارگاد و از دستان الوند و قريبيان به ناصر تقوايي داده شد.
آخرين بخش برنامه قدرداني از يك تهيهكننده باسابقه در سينما بود كه قرار بود توسط مسعود جعفري جوزاني و مسعود كيميايي معرفي شود كه به علت غيبت جعفريجوزاني، مسعود كيميايي به تنهايي روي صحنه آمد.
وي گفت: حياط كوچه فقيرانهاي بود كه 4 اتاق داشت و فيلمهاي امير نادري، قيصر، آثار جلال مقدم و فيلمهاي زياد ديگري در آن اتاق كه عباس شباويز مديرش بود و با چنگ و دندان فيلم ميساخت، براي سينماي ايران ساخته شد.
*شباويز:من به سينماي ايران پس از انقلاب افتخار ميكنم
شباويز پس از حضور برروي صحنه و تشكر از كانون كارگردانان گفت: در دوراني كه آقاي كيميايي اشاره كوچكي به آن كرد فيلمسازان معروفي كار ميكردند كه نميدانستند چه ميكنند. ابراهيم گلستان و فرخ غفاري دو فيلم براي موج نوي سينماي ايران ساختند و هر دو ضرر كردند. چون هيچ جايي نبود كه به اين نوآوري كمك كند. آدمهايي در ارگانهاي دولتي و وابسته به دربار در راس امور بودند و مايملك فرهنگي ، اجتماعي و اقتصادي ما زير سلطه غرب بود اما ما مبارزه را شروع كرديم و سعي كرديم با همه مشكلات روبرو شويم. وزير دارايي، شهردار تهران و وزير فرهنگ و هنر در زمان طاغوت همه كاره سينماي ايران بودند و ما سعي ميكرديم آنها را دور بزنيم در چنين شرايطي انجام كارهاي اجتماعي بسيار سخت بود اما فيلمسازاني كه موج نو را ساختند در نهايت شجاعت گرد هم آمدند و ما در همان اتاقهاي كوچك شروع به جوانگرايي كرديم.
وي در ادامه با اشاره به كارگردانان درخشان سينماي ايران پس از انقلاب گفت: من به سينماي ايران پس از انقلاب افتخار ميكنم و به كارگرداناني كه دست خود را در دست نسل برخواسته از متن انقلاب گذاشتند و همراه با آنها فيلم ساختند نيز افتخار ميكنم.
در ادامه، با تشويق حضار، لوح قدرداني، تنديس كانون كارگردانان و مبلغ 20 ميليون ريال از طرف بانك پاسارگاد به عباس شباويز داده شد.
پس از اهداي جايزه به شباويز دومين جشن شب كارگردانان سينماي ايران در ميان تشويق حضار به پايان رسيد.
* حاشيههاي مراسم
- جلسه كانون كارگردانان با يك ساعت تاخير راس ساعت 8 آغاز شد
- قبل از شروع مراسم يك نوازنده آكاردئون موسيقي نينا روتا در «پدرخوانده» را به صورت زنده براي حضار اجرا كرد.
- در ميان سخنراني «عليرضا رئيسيان» او چند بار سخنراني خود را به دليل ورود مهمانان جديد به مجلس قطع كرد و هر بار هم گفت: سررشته كلام از دستم در رفت.
- پس از پايان سخنراني رئيسيان شهيديفر گفت: خاصيت ميزانسن صحنه اين است كه علاقه به گفتن بيش از علاقه به شنيدن است و به خاطر همين سخنرانيها طول ميكشد.
- با اينكه رئيسيان از نيامدن مسئولان سينمايي گله كرد اما در طول مراسم محمود اربابي ،محمدرضا جعفريجلوه و احد ميكائيل زاده از معاونت سينمايي به همراه امير اسفند ياري و حبيب ايل بيگي از بنياد سينمايي فارابي خود را به اين مراسم رساندند.
- در ميان سخنراني عباس شباويز، سرود اي ايران بهطور ناگهاني پخش شد.
- در پايان مراسم هدايايي به كارگردانان حاضر در مراسم اهدا شد و مطابق معمول خبرنگاران و عكاسان دست خالي اين مراسم را ترك كردند.
- داريوش مهرجويي، كيانوش عياري و بهرام بيضايي از جمله كارگرداناني بودند كه نبودشان در اين مراسم حس ميشد.
- رضا ميركريمي، كيومرث پوراحمد، مجتبي راعي، محمدعلي طالبي، مهدي كرمپور، محمدرضا سكوت، محمدعلي سجادي، محمدرضا هنرمند، محسن علياكبري، محمد بزرگنيا، سامان مقدم، محمدرضا عرب، تهمينه ميلاني، سيامك شايقي، عليرضا اميني، اكبر ثقفي، علي معلم، سعيد ابراهيميفر، غلامرضا موسوي، ايرج طهماسب، كمال تبريزي، محمد سرير، محمدرضا مويني، شهرام اسدي، علي شاهحاتمي، رسول صدر عاملي، مسعود رايگان، غلامرضا رمضاني، ابراهيم فروزش، حسينعلي ليالستاني، فريدون حسنپور، منوچهر محمدي، جواد طوسي، جهانگير جهانگيري، اميد روحاني، سيروس حسنپور، وحيد موسائيان، امير اسفندياري، احمدرضا گرشاسبي، مسعود كرامتي، داريوش فرهنگ، خسرو معصومي، حسن برزيده، شاپور غريب، عليرضا داودنژاد، ضياء الدين دري، عليرضا شجاع نوري، امير قويدل، علي سرتيپي، محمدهادي منبتي، فرامرز قريبيان، مجيد قاريزاده، يدالله صمدي، سيروس الوند، رخشان بنياعتماد، عزيزالله حميدنژاد ، محمدرضا اعلامي، پوران درخشنده، آرش معيريان، احمدرضا معتمدي، محمدعلي نجفي، عليرضا رضا داد، مرتضي رزاق كريمي، رحيم رحيميپور و رويا تيموريان از جمله هنرمندان و مسئولاني بودند كه در اين مراسم حضور داشتند.










روی پرده :: سینمای ایران ::
دایره زنگی
کارگردان: پریسا بخت آور
بازيگران: باران كوثري، صابر ابر، مهران مديري، امين حيايي، بهاره رهنما، اميد روحاني، گوهر خيرانديش، نيما شاهرخشاهي، نيلوفر خوشخلق، نگار فروزنده، اكرم محمدي، مليكا شريفينيا، رامين راستاد، شاهرخ سخائي، اردشير كاظمي، محسن قاضيمرادي، امير نوري، كيانوش گرامي، آفرين چيتساز، بهشاد شريفيان و مهدي پاكدل.
......................................................
ديگر عوامل و توضیحات بیشتر:
فیلمنامه: اصغر فرهادی
تهیهكننده: سیدجمال ساداتیان
مشاور كارگردان: اصغر فرهادی
مدیر تولید: مجتبی متولی
مدیر فیلمبرداری: مرتضی پورصمدی
تدوين: هايده صفي ياري
موسيقي متن: امير توسلي
طراح صحنه و لباس: كیوان مقدم
طراح چهرهپردازی: ایمان امیدواری
صدابردار: بهمن اردلان
عكس: عبدالله عبدي نسب، سروناز مستوفي
آغاز فیلمبرداری: 20 شهریور
......................................................
خلاصه داستان: تهران - جمعه؛ محمد و شیرین تنها تا بعدازظهر فرصت دارند هزینه صافكاری ماشین تصادفی را كه سوار آن هستند تامین كنند، شیرین جرات ندارد ماشین پدر را كه یواشكی از خانه بیرون آورده و با آن تصادف كرده، با آن وضع به خانه برگرداند. آنها راهی خانه ای در آپارتمانی در شمال شهر میشوند تا با كاری كه انجام میدهند، پول موردنیاز را تامین كنند. ورود آنها به آپارتمان اتفاقاتی را در پی دارد که ...
......................................................
يادداشت: - پریسا بخت آور (همسر اصغر فرهاد) علاوه بر فعالیتهای تئاتری، مجموعههای تلویزیونی پرمخاطبی چون « یادداشت های كودكی »، « پشت كنكوریها » و « من یك مستاجرم » را ساخته است.
- هفتاد درصد فيلمبرداري «دايره زنگي» در يك آپارتمان واقع در اقدسيه ميگذرد.
......................................................
سال ساخت: 1386
سال اکران: 1387 - (29 اسفند 1386)
فروش: 800 ميليون تومان
مجنون لیلی
کارگردان: قاسم جعفری
بازيگران: محمدرضا گلزار، الناز شاکردوست، حميد گودرزي، حامد بهداد، نيما شاهرخشاهي، يوسف تيموري، بيتا سحرخيز، رامين راستاد، فرزين محدث، زهره مجابي، گلي اكبري و با حضور ابوالفضل پورعرب و رضا رويگري، با معرفي آرتين دانشور، شهرزاد جعفري
......................................................
ديگر عوامل و توضیحات بیشتر:
نويسندگان: فرهاد نوري، مسعود صحت
مشاورين فيلمنامه: حميدرضا آذرنگ، هادي مقدم دوست
تهيه كننده: قاسم جعفري، محصول مؤسسه فرهنگي هنري، شهرزاد 1386
مدير فيلمبرداري: عليرضا زرين دست
مدير توليد: يوسف صمد زاده
تدوين: حميد سيفي
صدابردار: آرش برومند
صداگذاري و ميكس: فريدون خوشابافرد
طراح چهرهپردازي: منيژه حاتم آبادي
طراح صحنه و لباس: بسام موسوي
عكاس: مجيد خمسه
مجري طرح: صديقه صحت
......................................................
خلاصه داستان: "مجنون ليلي" عاشقانهاي شهري است كه نسبت به آثار قبلي اين فيلمساز كاري متفاوت است و كل داستان فيلم در يك روز و در شهر تهران اتقاف ميافتد.
......................................................
يادداشت: پنجمين فيلم سينمايي قاسم جعفري پس از فیلم های ماه مهربان، قاصدک، بازنده، گرگ و میش در مقام كارگردان پنجشنبه اول آذرماه مصادف با تولد امام هشتم حضرت امام رضا (ع) در تهران جلوي دوربين عليرضا زرين دست رفت.
......................................................
سال ساخت: 1386
سال اکران: 1387 - (اول فروردين)
گلریز، موزه سینما
فروش: 562 ميليون تومان
زن دوم
کارگردان: سیروس الوند
بازيگران: محمدرضا فروتن، نیکی کریمی، آناهیتا نعمتی، امیر آقایی، سحر ذكریا، علي زارع
......................................................
ديگر عوامل و توضیحات بیشتر:
فیلمنامه: فرشته طائرپور، مینو کریم زاده (بر اساس کتابی به همین نام)
تهیهكننده: فرشته طائرپور
مدیر فیلمبرداری: غلامرضا آزادی
تدوین: سعید شاهسواری
صدابردار: جهانگیر میرشكاری
صداگذاری: مسعود بهنام
طراح صحنه و لباس: ژیلا مهرجویی
طراح چهره پردازی: محمدرضا قومی
عكس: علی زارع
......................................................
خلاصه داستان: زندگی عاشقانه مهتاب با رسیدن خبری به بحران كشیده میشود، آدمهایی از گذشتهی فراموش شده هركدام پا به ماجرا میگذارند كه هر یك تعریفی متفاوت از عشق و حق با خود آوردهاند. حادثه بر همه چیز سایه میافكند. بهرام و مهتاب در موقعیت انتخابی دشوار قرار میگیرند، انتخاب میان خود و دیگری، عشق و خودخواهی، خواستن و نخواستن و ...
......................................................
يادداشت: « زن دوم » دومین فیلم بود که سیروس الوند در سال 1385 کارگردانی کرد. الوند « تله » را اوایل سال ساخت که 22 آذر در سینماهای تهران به نمایش درآمد.
......................................................
سال ساخت: 1385
سال اکران: 1387 - (29 اسفند 1386)
فروش: 302 ميليون تومان
به همین سادگی
کارگردان: رضا میرکریمی
بازيگران: هنگامه قاضياني، مهران كاشاني، نيره فراهاني، هاله هماپور، نسترن همدمعلي، محمدجواد جعفرپور و بهنوش صادقي
......................................................
ديگر عوامل و توضیحات بیشتر:
فیلمنامه: رضا میرکریمی ......................................................
خلاصه داستان: فردا براي امير روز مهمي است. او در يك مسابقه بين المللي معماري شركت كرده و بايد در رقابت با شركتهاي خارجي موفق شود. همسر او طاهره به دنبال آن است كه محيط آرامي در خانه برايش ايجاد كند،اما به خاطر سفر دخترشان و مجلس عروسي كه در همسايگي آنها در جريان است طاهره با مشكلات زيادي روبرو ميشود
......................................................
يادداشت: « به همین سادگی » پس از فیلم های کودک و سرباز، زیر نور ماه، اینجا چراغی روشن است و خیلی دور خیلی نزدیک پنجمین ساخته سینمایی رضا میرکریمی است.
......................................................
سال ساخت: 1386
سال اکران: 1387 - (اول فروردين)
فروش: 140 ميليون تومان
تهیه کننده: رضا میرکریمی، سازمان توسعه سینمایی سوره
پابرهنه در بهشت -
کارگردان: بهرام توکلی
بازيگران: هومن سيدي، امین تارخ، افشین هاشمی، سیروس همتی، امیر کاوه آهنجان، مرضیه وفامهر، نگار جواهریان
......................................................
ديگر عوامل و توضیحات بیشتر:
فیلمنامه: کیومرث پوراحمد، حبیب احمدزاده
تهیه کننده: حبیب الله کاسه ساز
مدير فیلمبرداری: مهدی جعفری
تدوین کننده: کیومرث پوراحمد، بهرام دهقانی
سازنده موسیقی متن: فردین خلعت بری
چهره پرداز: مهری شیرازی
صدا بردار: محمد مختاری
صداگذار: مسعود بهنام
طراح صحنه و لباس: علی مربی، حمید قدیریان
جلوه های ویژه: محسن روزبهانی
مدت زمان: 83 دقیقه
......................................................
خلاصه داستان: یحیی، روحانی جوانی است که محلی نامتعارف را برای ادامه خدمتش انتخاب میکند: قرنطینه بیماران لاعلاجی که علاوه بر درگیریهای جسمی، دغدغههای شدید و بی پاسخ ذهنی دارند. یحیی در کنار آنها زندگی می کند و خود به عنوان روحانی چیزهای بسیاری یاد میگیرد و احساس میکند زندگی او به عنوان یک روحانی واقعی از روز حضورش در آن قرنطینه شروع شده است.
......................................................
يادداشت: "پابرهنه در بهشت" اولين ساخته سينمايي بهرام توکلي است. جوايز و افتخارات: - برنده سيمرغ بلورين بهترين فيلمبرداري (حميد خضوعي ابيانه) از بيست و پنجمين جشنواره فيلم فجر - برنده سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش مکمل مرد (افشين هاشمي) از بيست و پنجمين جشنواره فيلم فجر - برنده سیمرغ بلورین بهترين صدابرداري (حسن زاهدی و داریوش صادقپور) از بيست و پنجمين جشنواره فيلم فجر - کانديد سيمرغ بلورين بهترين کارگرداني از بيست و پنجمين جشنواره فيلم فجر - کانديد سيمرغ بلورين بهترين تدوين (بهرام دهقاني) از بيست و پنجمين جشنواره فيلم فجر - کانديد سيمرغ بلورين بهترين طراحي صحنه و لباس (مجيد ليلاجي) از بيست و پنجمين جشنواره فيلم فجر - کانديد سيمرغ بلورين بهترين چهره پردازي (سعيد ملکان) از بيست و پنجمين جشنواره فيلم فجر
......................................................
سال ساخت: 1385
سال اکران: 1387 - (28 فروردين)
فروش: 13 ميليون تومان
رادان ،ترکیب چهره و بازی خوب
8 اردیبهشت سالروز تولد بهرام رادان بازیگر جوان و خوش چهره سینمای ایران است.ضمن تبریک این روز به او و هوادارانش.از شما دعوت می کنم تا پایان این مطلب که اختصاص دارد به زندگینامه ایشان،همراه ما باشید. بهرام

بهرام رادان در 8 اردیبهشت 1358 بدنیا آمد و در یک خانواده کم جمعیت پرورش یافت.او یک برادر و دو خواهر دارد که یکی از خواهرانش به نام ژیلا خواهر ناتنی اوست.وی فارغ التحصیل رشته مدیریت بازرگانی از دانشگاه آزاد اسلامی است.فعالیت هنری او از سال 1379 با بازی در فیلم شورعشق(نادر مقدس) آغاز شد.این فیلم هرگز نظر منتقدان را به خود جلب نکرد و حتی همان سال لایق دریافت زرشک زرین تشخیص داده شد.شاید هیچ کس آن زمان تصور نمی کرد نابازیگر خوش چهره آن فیلم روزی تبدیل شود به یکی از ستارگان سینمای ایران و شاید یکی از بهترین بازیگران تاریخ سینمای ایران بعد از انقلاب اسلامی.
البته بازی در فیلم شور عشق بواسطه این اتفاق افتاد که رادان از یکسال قبل آموزش بازیگری اش را در آموزشگاه هیوا آغاز کرده بود.همان سال او در دو فیلم سینمایی دیگر هم بازی کرد.آبی(حمید لبخنده) و ساقی(محمد رضا اعلامی).اما سال 80 برای او سال خوبی می شود تا استارت خوبی را برای بزرگ شدن در سینما بزند. آن سال فیلم آواز قو ساخته می شود و رادان بخاطر این فیلم نامزد دریافت جایزه بهترین بازیگر نقش اول مرد از جشنواره فجر می شود.

از سال 81 رادان گزیده کار کردن را خوب یاد می گیرد و شاید فیلم خوب بازی کردن را مدیون فرصتی باشد که بهروز افخمی در اختیارش گذاشت.گاوخونی از او چنان بازی گرفت که از ان پس رادان خود را پله به پله،فیلم به فیلم ،به نچه که شایسته یک بازیگر خوب است رساند.شاید به غیر از فیلم ازدواج صورتی(منوچهر مصیری) سایر فیلمهایی را که از آن پس در کارنامه خود دارد را فیلمهایی که تنها برای گیشه ساخته می شوند،نمی توان نامید.
فیلمهای گیلانه و رستگاری در هشت و بیست دقیقه هم از آن فیلمهایی بود که باعث شد رادان چهره متفاوتی از خود را نشان دهد.این فیلمها باعث شد تا رادان نشان دهد که تنها بازیگر نقش جوانهای کافی شاپ نشین و بالای شهری نیست.او ثابت کرد که می تواند نقش یک جانباز شیمیایی را هم بازی کند که سراسر وجودش پر از درد است.یا در شمعی در باد(پوران درخشنده) و سنتوری(داریوش مهرجویی) بی قیدی و ذلالت یک معتاد را به تصویر بکشد. خلاصه این که نتایج انتخاب های درست او باعث شد تا دوبار سیمرغ بلورین بهترین نقش اول مرد جشنواره بین الملی فیلم فجر را بخاطر فیلمهای شمعی در باد و سنتوری به خانه ببرد.

فیلمشناخت بهرام رادان:
شور عشق (نادر مقدس، ۱۳۷۸) /آبی (حمید لبخنده، ۱۳۷۹) /ساقی (محمدرضا اعلامی، ۱۳۷۹) /آواز قو (سعید اسدی، ۸۰-۱۳۷۹) /طلوع تاریک (فیلم کوتاه، ابراهیم شیبانی، ۱۳۸۰) /رز زرد (داریوش فرهنگ، ۱۳۸۱) /عطش (محمدحسین فرح بخش، ۱۳۸1۱) /گاوخونی (بهروز افخمی، ۱۳۸۱) /شمعی در باد (پوران درخشنده، ۱۳۸۲) /گیلانه (رخشان بنی اعتماد، ۱۳۸۲) /سربازهای جمعه (مسعود کیمیایی، ۱۳۸۲) /رستگاری در هشت و بیست دقیقه (سیروس الوند، ۱۳۸۳) /ازدواج صورتی (منوچهر مصیری، ۱۳۸۳) /گیلانه (رخشان بنی اعتماد، محسن عبدالوهاب، ۱۳۸۳) /حکم (مسعود کیمیایی، ۱۳۸۳) /تقاطع (ابوالحسن داودی، ۱۳۸۴) /خون بازی (رخشان بنی اعتماد، محسن عبدالوهاب، ۱۳۸۳) /سنتوری (داریوش مهرجویی، ۱۳۸۳) /چهار انگشتی (سعید سهیلی، ۱۳۸۵)/ترديد (واروژ کریم مسیحی-۱۳۸۶) /كارناوال مرگ (۱۳۸۶) /كنعان (مانی حقیقی-۱۳۸۶)/نقطه بي بازگشت (سايه) (۱۳۸۷)
محمدرضا شريفينيا با تشبيه احمدينژاد به "سركه" از آزيتا حاجيان به شراب حلال و هديه تهراني به عنوان شراب حرام ياد كرد و درباره محمدرضا گلزار هم از عبارت كفشدوزك درخت مو استفاده كرد!
محمد رضا شريفينيا در گفتگويي با نشريه "رضا رشيدپور" با اشاره به رابطه كاري خود با محمدرضا گلزار از خاطره همكاري او در فيلم "ميهمان مامان" داريوش مهرجويي گفت. او گفته است: از طريق گروه آريان با گلزار آشنا شدم. عقيده داشتم كه گلزار بايد با يك كار ديگر به جز فيلم آقاي قادري وارد سينما ميشد او بايد چند وقتي در تئاتر كار ميكرد و بعد وارد سينما ميشد.
به نوشته «رويش»،شريفينيا ادامه داده است: رضا به من گفت دوست دارد در يك كار خاص بازي كند من هم در اولين كاري كه پيش آمد او را براي نقش معتاد فيلم ميهمان مامان انتخاب كردم. ابتدا مهرجويي از كارش راضي نبود اما من به او گفتم كه گلزار را براي كار آماده ميكنم. او براي نقش يك ريش 15 سانتيمتري گذاشت و تستگريم هم شد. در همين زمان آقاي فرحبخش ميخواست كما را بسازد و در نظر داشت از گلزار استفاده كند.
وي ادامه ميدهد: ما قبل از شروع ميهمان مامان با آقاي مهرجويي سفري به فرانسه داشتيم. در آنجا يكي از دوستان تماس گرفت و گفت گلزار ريشش را زده است. من به آقاي فرحبخش زنگ زدم و او گفت كه ما حرفي نزديم خود گلزار ريشش را زده است. من همان موقع با پارسا پيروزفر تماس گرفتم و گفتم ريش بگذارد براي بازي در نقش معتاد. از پاريس كه برگشتيم گلزار به من زنگ زد و گلايه كرد. به او گفتم طبق قراري كه داشتيم عمل نكردي و و تمرد كردي. گفت تا شروع كار شما من اينطرف كارم تمام ميشود و ريش ميگذارم. گفتم ما هفته ديگر كار را شروع ميكنيم. من هم اين كار را نميكنم تا بداني وقتي قراري ميگذاريم بايد سر آن بماني.
به گزارش «فردا»، شريفي نيا در پايان اين گفتگو با رضا رشيد پور در مقابل برخي اسامي نظرات خود را اينگونه اعلام كرده است:
بهرام رادان؟
انگور ياقوتي.
قاليباف؟
انگور شاهاني.
ابراهيم حاتميكيا؟
درخت انگور.
تهمينه ميلاني؟
دلمه برگ مو.
محمدرضا گلزار؟
كفشدوزك درخت مو.
داريوش مهرجويي؟
باغ انگور.
سيد محمد خاتمي؟
تاكستان.
مسعود دهنمكي؟
هستهانگور.
ميشود توضيح بدهيد؟
شما ميتوانيد خود انگور را بخوريد و به هستهاش اعتنا نكنيد، يا اين كه آن هسته را بكاريد و يك تاكستان ازش بسازيد.
محمود احمدي نژاد؟
سركه.
يعني چه؟
من شنيدم كه يك خبرنگار خارجي از آقاي احمدي نژاد سوال كرده كه چهره شما زيبا نيست و به درد رياست جمهوري نميخورد، ايشان هم پاسخ داده كه اگر به درد رياستجمهوري نميخورد به درد نوكري مردم كه ميخورد. اين جمله مرا تكان داد و اگر قبل از انتخابات شنيده بودم حتما به ايشان راي ميدادم.
آزيتا حاجيان؟
شراب حلال.
هديه تهراني؟
شراب حرام.
خب بهتر است تا قضيه بيخ پيدا نكرده مصاحبه را تمام كنيم.
من هم موافقم.
|
پاسخي به داود رشيدي | ||||
|
|
||||
|
| ||||
عصرایران- اگر فیلم "سنتوری" را ندیده باشید و خبر توقیف آن را بشنوید، به گمان قوی، گمان خواهید برد که در این فیلم، جنایتی عظیم علیه جامعه یا نظام سیاسی آن نهفته است که اکران آن، به چالش افتاده و سرانجام، پیش از آنکه بر پرده سینماها به نمایش درآید، از بازار قاچاق سی دی سر در آورده است.
اما واقعیت، چیز دیگری است. "سنتوری" شاید شیطنت هایی نیز داشته باشد - که می توانست نداشته باشد - مثل عبا پوشیدن هنرپیشه اصلی فیلم که اساسا نیازی بدان وجود نداشت، اما بازتابی است از "تلخی های واقعی جامعه" ولو آنکه گروهی این واقعیت ها را انکار کنند یا آنکه بر این باور باشند که مهرجویی در فیلم خود، بیش از حد مبالغه کرده است.
جامعه امروزین ایران، برغم روشنی هایی که دارد- و این فیلم از آنها کمتر سراغ می گیرد- در بطن و ظاهر خود، از مصائبی رنج می برد که "سنتوری" به بازگو کردن آنها- ولو عریان و خشن- می پردازد.
البته، این گونه روایت کردن، در سینمای ما که آثارش غالبا یا مدح و شعار است و یا بی خاصیت و بی محتوا، قطعا با چالش مواجه می شود.
واقعیت این است که مردم، به ویژه جوانان - افرادی مثل علی سنتوری و همسرش- هرگز زیاده طلب نیستند ولی از جامعه و مدیرانش انتظار دارند که درک شان کنند و آنها را در چنبره خشک مقدس بازی ها فنا نسازند.
علی سنتوری، در خانواده ای بزرگ شده است بسیار متمول و در عین حال بسیار مذهبی.
مادر او، از آن "حاج خانم" هایی است که منزل شان، محفل قرآن و جلسات دینی است ولی همین مادر مومنه، چنان عرصه را بر فرزندانش تنگ می کند که در نهایت فرزندش "علی" که عاشق موسیقی است از آنجا رانده می شود و جالب اینکه مادر در بیرون راندن فرزند، خود را مقصر نمی داند: "من فقط به او گفتم یا این خانه یا آن سنتور!"
راستی مگر کم هستند افرادی که از دین و ایمان بیزار شده اند فقط به دلیل محدودیت ها و فشارهایی که "دین ظاهران" به نام دین بر آنها تحمیل کرده اند؟
"سنتوری" بی آنکه در دام شعار بیفتد، فریادی است علیه کسانی که دین را در تاروپود خود تنیده عقاید شخصی و ای بسا عقده های خویش جستجو و بدتر از آن بر دیگران تحمیل می کنند و حال آنکه دین واقعی، همانند همان آوای زیبای سنتور است که در فضای جان پراکنده می شود و آن را نوازش می کند.
سنتوری، حکایت جامعه ای است که در آن شعر، موسیقی، عشق، معنویت، حرکت و هنوز لبخند، جاری است و این را می توان در صمیمیت روحانی ای که علی سنتوری و نامزدش را به عقد هم در می آورد، به زیبایی و سادگی دید ولی "خشک مقدس" هایی مثل مادر علی سنتوری و افرادی که نوشدارو بعد مرگ سهراب می آورند، مثل پدر علی سنتوری، همه چیز را خراب می کنند هر چند که در نهایت، هستند افرادی که اهل درک و درد هستند مثل پزشک معالج علی سنتوری و این، یعنی امید، هنوز زنده است، هر چند علی سنتوری، ماندن در آسایشگاه روانی را بر بازگشت به جامعه ای که همه آنها ادعای دین و سلامت دارند، ترجیح بدهد و چه پیام سهمگینی در این بخش از ماجرا نهفته است!
"سنتوری" اینک در قتلگاه قاچاق سی دی، گرفتار آمده است و روز به روز نحیف تر و ضعیف تر می شود. ای کاش پس از توقیف پرماجرا و "سانسور"ی که معاون سینمایی ارشاد "پالایش"ش می خواند، لااقل اجازه دهند سنتوری در لیست اکران نوروزی قرار گیرد تا هم پاسخی به قاچاقچیان فیلم داده شود و هم سنتوری پیش از این آسیب نبیند.
|
در هشتادمين اسکار چه گذشت؟ |
هشتادمین دوره مراسم آکادمی علوم و هنرهای سینمایی، اسکار از ساعت 17:30بعد از ظهر یکشنبه 24 فوریه به وقت لس آنجلس ( 1:30بامداد دوشنبه به وقت گرينويچ) در سالن کداک در هالیوود آغاز شد.
به گزارش بی بی سی در اين دوره فيلم جای برای پیرمردان نيست ساخته برداران کوئن با بدست آوردن 4 جایزه اصلی از جمله بهترين فيلم، برنده اصلی بود.
اين فيلم که در 8 رشته نامزد اسکار بود، موفق شد علاوه بر جایزه بهترين فيلم جوایز بهترین کارگردانی، بهترين فيلمنامه اقتباسی و بهترين بازيگر نقش مکمل مرد (خاویر باردم) را نیز بدست آورد.
اين فيلم رقبایی چون خونی ريخته خواهد شد ( هشت نامزدی)، کفاره و مایکل کليتون ( هرکدام 7 نامزدی) و جونو ( چهار نامزدی) را پیش رو داشت.
برادران کوئن که پیش از این فقط یکبار برای فيلمنامه فارگو 1996 برنده اسکار شده بودند، امسال سه بار برای دريافت اسکار به روی صحنه رفتند.
دانيل دی لوئيس ( خونی ريخته خواهد شد و ماريون کوتیار ( زندگی به رنگ گل سرخ) برندگان اسکار بهترين بازيگر نقش اصلی بودند.
هوای نه چندان مساعد
امسال چندان هوا با اسکار یار نبود و پیش بینی شده بود که مراسم امسال همراه با بارش باران خواهد بود. اما برگزار کنندگان تمام تلاش خود را کرده بودند تا فرش قرمز و ميهمانان زیر باران خیس نشوند و مراسم مثل سالهای گذشته بدون هيچ خللی برگزار شود.
مراسم فرش قرمز که سالهای پیش در فضای باز بیرون سالن کداک برگزار می شد، امسال بدلیل بارش باران و وزش باد در فضایی سر پوشده برگزار شد.
سیاست در اسکار
جان استیوارت، کمدين آمريکایی اجرای مراسم امسال را بر عهده داشت.
مجری برنامه در ابتدای مراسم به اعتصاب فیلمنامه نویسان اشاره کرد که بالاخره به سرانجام خود نزدیک شده و امکان برگزاری مراسم اسکار را فراهم کرده است.
او که یکی از مجریان معروف تلویزیونی است و اغلب به شوخی های سیاسیش معروف است، آغاز مراسم اسکار امسال را نیز بی نصیب نگذاشت، به طولانی شدن جنگ در عراق و انتخابات پیش روی ریاست جمهوری در آمریکا اشاره کرد.
جان استیوارت گفت هر بار ما یک رئیس جمهور زن یا سیاه پوست در سینما داشتیم، زمانی بوده که موجودات فضایی به زمین حمله کرده بودند.
در لابلای مراسم، او با تازه ترین فن آوری های محبوب نیز به شوخی پرداخت. او یکبار امکان فیلم دیدن در آی فون را به سخره گرفت و یکبار نیز با دستگاه بازی وی (Wii) شوخی کرد.
نخستين اسکار
نخستين اسکار به بهترين طراحی لباس اعطا شد. برنده نخستين اسکار 2008 الکساندرا بایرن، طراح لباس الیزابت، عصر طلایی اعطا شد.
سپس جورج کلونی بر روی صحنه آمد و به مناسبت هشتادمین اسکار بخشهایی از لحظات جالب دوره های پیش به نمایش درآمد.
اسکار2: استیو کرل و آنا هاتاوی بازيگران سینما برنده اسکار بهترين انیمیشن بلند را اعلام کردند. در اين بخش که انیمیشن پرسپولیس ساخته مرجان ساتراپی، نویسنده ايرانی الاصل مقیم فرانسه نامزد بود، انيمیشن راتاتویی برنده شد.
اسکار 3: اسکار بهترين گريم به فيلم فرانسوی زندگی به رنگ گل سرخ رسید.
اسکار 4: دووين جانسون، بازيگر، برنده بهترين جلوه های ویژه تصویری را اعلام کرد. قطب نمای طلایی برنده اين جایزه بود.
اسکار 5: کيت بلانشت که امسال در هر دو بخش بازيگری نامزد است، فیلم سوئينی تاد را به عنوان برنده بهترين کارگردانی هنری اعلام کرد.
اسکار 6: جنيفر هادسن، بازيگری که سال گذشته برای فيلم دختران رویایی برنده اسکار بهترين بازيگر نقش مکمل زن شد، جایزه بهترين بازيگران نقش مکمل را به خاویر باردم، بازيگر اسپانيایی فيلم جایی برای پیرمردان نیست اعطا کرد.
فيلیپ سیمور هافمن، سیسی افلک، تام ويلکینسون و هال هالبروک نامزدهای ديگر اين بخش بودند.
اسکار7: نام اسکار بهترین فيلم کوتاه را اوون ويلسون، بازيگر، اعلام کرد. فیلم فرانسوی موتزارت جیب برها برنده اين بخش بود.
اسکار8: در ابتکار جالبی شخصیت کارتونی فیلم Bee Movies پس خواندن نام نامزدهای بخش بهترين فيلم انيمیشن کوتاه، فيلم پیتر و گرگ را به عنوان برنده اين بخش اعلام کرد.
اسکار9: به روال سالهای گذشته، برنده بهترين بازيگر نقش مکمل مرد سال گذشته جایزه بهترين بازيگر نقش مکمل زن را اهدا کرد. آلن ارکين بازيگر ميس سانشاین کوچک جایزه اين بخش را به تیلدا سوئینتون بازيگر فيلم مایکل کلیتون داد.
کيت بلانشت، روبی دی، سائورس رونان و امی رایان رقبیان تیلدا سوئینتون در اين بخش بودند.
اسکار 10: جاش برولين و جيمز مکاووی معرفی کنندگان بهترین فيلمنامه افتباسی بودند. اتان و جوئل کوئن که علاوه بر کارگردانی، فيلمنامه جایی برای پیرمردان نیست را هم نوشته بودند، برندگان اين بخش شدند.
اين دومين اسکار برادران کوئن بود که در مجموع 7 بار نامزد اسکار شده اند. آنها یکبار ديگر در سال 1996 برای فيلمنامه اريژينال فارگو برنده اسکار شده بودند.
اسکار 11 و 12: جایزه بهترين تدوین صدا و بهترين ترکیب صدا را فيلم اولتيماتوم بورن برد.
اسکار13: فارست ویتاکر که سال گذشته برای فيلم آخرین پادشاه اسکاتلند اسکار بهترين بازيگر نقش اصلی مرد را برده بود، جایزه بهترین بازيگر نقش اصلی زن را به ماریون کوتيار بازيگر نقش اديت پیاف در فيلم زندگی به رنگ گل سرخ داد.
بجز ماريون کوتیار، جولی کریستی، کيت بلانشت، الن پیج و لورا لینی نامزدهای ديگر اين بخش بودند.
ماريون کوتیار پیش از این برای بازی در فيلم زندگی به رنگ گل سرخ، جایزه بفتا را برده بود.
جک نیکلسون، تنها بازيگر مردی که سه بار برنده اسکار شده بر روی صحنه آمد پس از سپس به مناسبت هشتادمين اسکار، نمای کوتاهی از هر 79 فيلمی که پیش از اين مراسم برنده اسکار بهترين فيلم بودند، به نمایش در آمد.
اسکار 14: رنه زلوگر برنده جایزه بهترین تدوين را اعلام کرد. کریستوفر راوز، تدوينگر اولتيماتوم بورن اين جایزه را گرفت. اين سومين جایزه ای بود که اين فيلم دريافت می کرد.
نيکول کيدمن بازيگری که در سال 2003 برای فيلم ساعتها اسکار گرفت، اسکار افتخاری امسال را به رابرت بویل اعطاء کرد. اين طراح صحنه 98 ساله نزديک به 100فيلم از جمله فيملهای چون شمال از شمالغربی و ویولون زن روی بام را به عنوان کارگردان هنری در کارنامه اش دارد.
اسکار 15: پنه لوپه کروز اسکار بهترین فیلم غیر انگلیسی زبان را اعلام کرد. این جایزه به فیلم اتریشی متقلبان رسید که داستان آن به دوران سلطه نازی ها مربوط می شود.
اسکار 16: جان تراوالتا جایزه بهترين ترانه را به به فيلم Once داد.
اسکار17: کامرون دياز اسکار بهترین فيلمبرداری را به رابرت السویت، فيلمبردار خونی ريخته خواهد شد اهدا کرد.
هيلاری سوانک بازيگری که دوبار برنده اسکار شده، پیش از نمایش نماهایی از درگذشتگان سال به روی صحنه رفت. اينگمار برگمن، دبرا کار، میکل آنجلو آنتونيونی و هيت لجر از مشهور ترين کسانی بودند در يکسال گذشته جان خود را از دست دادند.
اسکار 18:کفاره، بادبادک باز، مایکل کلیتون، راتاتویی و 3:10 به یوما نامزدهای اسکار بهترين موسیقی متن بودند که اين جایزه به فيلم کفاره رسید.
اسکار 19: چهار سرباز آمريکایی در عراق از طریق تلویزیون نام نامزدهای بهترين مستند کوتاه را خواندند که جایزه به فيلم Freeheld رسید.
اسکار 20: تام هنکس که دوبار پشت سرهم برنده اسکار شده، فيلم تاکسی بسوی تاريکی را برنده اسکار بهترين فیلم مستند بلند اعلام کرد.
اسکار 21: فيلمهای جونو، لارس و دختران واقعی، مایکل کلیتون، راتاتویی و وحشیان نامزدهای بهترین فيلمنامه اریژینال بودند. هریسون فورد نام فیلنامه نویس کمدی جونو را به عنوان برنده اسکار این بخش اعلام کرد.
اسکار 22: هلن میرن بازيگری که سال گذشته برای فيلم ملکه برنده اسکار شد، جایزه بهترين بازيگر نقش اصلی مرد را اعلام کرد.
نامزدهای اين بخش دانيل دی - لوئيس ( خونی ریخته خواهد شد)، جورج کلونی (مایکل کلیتون)، تامی لی جونز ( در دره خدا) و ویگو مورتنسن (تعهدات شرقی) بودند. این جایزه همانطور که انتظار می رفت به دانيل دی - لوئيس برای خونی ریخته خواهد شد برای فيلم رسید.
او يکبار ديگر نیز در سال 1989 برای فيلم پای چپ من اين جایزه را بدست آورده بود.
اسکار 23: مارتين اسکورسیزی، کارگردان آمريکایی که سال گذشته اسکار بهترين کارگردانی را برای فيلم از دست رفته گرفته بود، نام جوئل و اتان کوئن کارگردانان جایی برای پیرمردان نیست را به عنوان کارگردانان برتر اعلام کرد. اين دو برادر جایزه بهترين فيلمنامه اقتباسی را نیز برده بودند.
جیسون راتمن (جونو)، جولیان اشنابل ( لباس غواصی و پروانه)، پل توماس اندرسون( خونی ریخته خواهد شد) و تونی گیلروی (مایکل کلیتون) نامزدهای ديگر اين بخش بودند.
نام جایی برای پیرمردان نیست بار ديگر خوانده شد و اين بار برای مهترین و آخرين جایزه اسکار. دنزل واشینگتن بازيگر هالیوود، اين فيم را به عنوان بهترين فيلم هشتادمين دوره اعلام کرد. اين فيلم سه جایزه مهم برای برادران کوئن به ارمغان داشت.
جونو، کفاره، خونی ریخته خواهد شد و مایکل کلیتون رقيبان جایی برای پیرمردان نیست در اين بخش بودند.


.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)

