تبليغاتX
Image and video hosting by TinyPic تازه های سینما
تازه ترین خبرها از سینما

 
   

 مجموعه دروغ ها 4 اكتبر با حضور گلشيفته فراهاني و ساير ستارگان فيلم اكران مي شود.


 
 
 
 

 

 


    تمجيد ريدلي اسکات و دي کاپريو از بازي گلشيفته فراهاني

   

دي کاپريو : گلشيفته يک بازيگر خارق العاده است.


 

همزمان با انتشار تصاوير جديد از فيلم «مجموعه دروغ ها» ساخته جديد ريدلي اسکات، اطلاعات و اظهارنظرهاي جديدي درباره اين فيلم از سوي سازندگان آن ديروز در منابع خبري مختلف منتشر شد. در حالي که گلشيفته فراهاني اين روزها در سوئد به سر مي برد و همراه عوامل سازنده فيلم «سنتوري» داريوش مهرجويي و وحيده محمدي فر در جشنواره «ياري» اين کشور شرکت کرده است، مسوولان امور تبليغي و اطلاع رساني کمپاني وارنر پخش کننده فيلم «مجموعه دروغ ها» طي روزهاي گذشته اطلاعات جديدي درباره اين فيلم در اختيار رسانه هاي خبري قرار دادند. در فاصله کمتر از دو هفته تا اکران فيلم کمپاني وارنر علاوه بر ايجاد تغييراتي در سايت رسمي فيلم، عکس هاي جديدي از فيلم در کنار نظرات سازندگان فيلم درباره نحوه ساخت فيلم منتشر شده است. همچنين چند رسانه ديگر هم به انجام گفت وگوهايي با عوامل پرداختند گلشيفته فراهاني هم جزء آنها است. با اطلاعات جديد منتشره مشخص شد شخصيت «عايشه» به طور قطع يک پرستار ايراني- اردني مقيم امان (پايتخت اردن) است که در يک کلينيک محلي مخصوص پناهندگان فعاليت مي کند. همان طور که پيش از اين در روزنامه اعتماد نوشته شده بود شخصيت عايشه تغيير يافته شخصيت «آليس» در کتاب اقتباس شده براي فيلم است که ويليام موناهان فيلمنامه نويس با مشورت ديويد ايگناشس نويسنده کتاب آن را در قالب يک دختر ايراني- اردني تصوير کرده است. برخورد لئوناردو دي کاپريو با گلشيفته فراهاني در فيلم هنگامي رخ مي دهد که شخصيت راجر فريس مامور اطلاعاتي بلندپايه سيا در جريان ماموريتش براي به دام انداختن تروريست معروف «سليمان» مجروح مي شود و در کلينيکي که فراهاني در آن کار مي کند بستري مي شود. ريدلي اسکات کارگردان معروف فيلم ديروز درباره نحوه انتخاب فراهاني براي نقش عايشه گفت؛ «ما خيلي خوشبخت بوديم که او را به دست آورديم. گلشيفته يکي از مهم ترين بازيگران زن ايراني است. من او را نخستين بار در يک نوار ويدئويي که فيلمي از او داشت، ديدم که بسيار تاثيرگذار بود. بسيار فوق العاده و يک بازيگر کلاسيک کامل بود. بعد سرانجام توانستيم او را از نزديک ببينيم. انرژي خاصي داشت که توصيفش مشکل است.» اسکات با اين توصيف که «از او انرژي و شور خاصي تراوش کرد» از زيبايي خاص فراهاني و اينکه «دوربين واقعاً او را دوست دارد» صحبت مي کند. فراهاني هم در اين گفت وگو که امانوئل لوي آن را انجام داده است در توصيف شخصيت عايشه مي گويد؛ «عايشه يک پرستار است اما عملاً به اندازه يک پزشک آگاهي دارد. در آغاز او فريس را جالب مي يابد اما به صورت جدي به او توجه نمي کند. وقتي کشف مي کند که او يک قلب رئوف دارد به خودش اجازه درگيري بيشتر مي دهد.» امانوئل لوي در گزارش اش اين نکته را مورد تاکيد قرار داده که ويژگي هاي مذهبي مسلمانان بر ارتباط بين شخصيت هاي فريس و عايشه سايه افکنده و سازندگان فيلم نيز اين نکته را مورد توجه قرار داده اند. آنچنان که شخصيت عايشه با بازي فراهاني از تماس با دي کاپريو خودداري مي کند. در اين باره ريدلي اسکات توضيح داده است؛ «فريس حتي نمي تواند با عايشه دست بدهد چون مي داند که اين موضوع مي تواند براي او خيلي بد باشد.» در ادامه گزارش صحبت هاي لئوناردو دي کاپريو درباره گلشيفته آمده که در نوع خود جالب است. دي کاپريو گفته است؛ «گلشيفته يک بازيگر خارق العاده است. بخشي از ناآگاهي او نسبت بر روابط زنان و مردان در فيلم هاي غربي بر روابط فريس و عايشه سايه افکنده که او به خوبي از عهده اجراي آن برآمده است. فريس احساس نزديکي بسيار زيادي به عايشه دارد. او بسيار به فرهنگ عايشه و سنت او احترام مي گذارد و براي توسعه ارتباطش با او فعاليت مي کند.» «لئو بسيار بزرگ بود.» اين شروع صحبت هاي گلشيفته درباره دي کاپريو است که چنين ادامه پيدا مي کند؛ «او بسيار بخشنده بود و به من احساس راحتي کامل مي داد. او واقعاً به من کمک زيادي کرد. همکاري با او براي من افتخار بزرگي بود.» صحبت هاي تهيه کننده اجرايي درباره بازي گلشيفته و دي کاپريو پايان دهنده اين گزارش است که از حاصل فوق العاده اين ترکيب صحبت کرده است. جمعه 10 اکتبر (19 مهر) اکران رسمي فيلم شروع مي شود در حالي که نمايش هاي ويژه افتتاحيه فيلم از هفته آينده آغاز مي شود. ظاهراً نيويورک اولين مقصد عوامل است که فراهاني نيز در آن حاضر خواهد بود.

 

 

منبع : imdb

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم مهر 1387ساعت 18:30  توسط مریم و نازی | 
 
دوازدهمین جشن بزرگ سینمای ایران شب گذشته با حضور بیش از پنج هزار نفر در فضای باز طبقه پنجم برج میلاد برگزار شد.

در این جشن که از ساعت 9 شب آغاز شده و تا حدود ساعت 1 ادامه داشت ، پس از سرود جمهوری اسلامی و تلاوت قرآن مجید ، امین تارخ به روی صحنه آمد و به سخنرانی پرداخت .

در ادامه کلیپی ازهنرمندانی چون : ابوالحسن داودي، سيف‌الله داد، يدالله صمدي، فرشته طائرپور، محمدمهدي عسگرپور، فخرالدين انوار و ... پخش شد که در این کلیپ آن ها درباره ی سینمای بپس از انقلاب سخن گفتند .

بعد از اجرای موسیقی توسط گروه کر محمد نوری به سرپرستی علی شفقی نژاد نوبت به اهدای جوایز رسید .

عليرضا زرين دست و سيف الله صمديان به روی صحنه رفتند و جایزه ی بهترین عکاس را به علی نیک رفتار برای فیلم دست های خالی اهدا کردند .

رویا تیموریان و عبدالله اسكندري هم جایزه ی بهترین چهره پردازی را به مهین نویدی برای فیلم صد سال به این سال ها اهدا کردند .

نجف فتاحي و غلامرضا موسوي جایزه ی بهترین جلوه های ویژه ی بصری را به امیر سحرخیز برای فیلم خواب لیلا و جایزه ی بهترین جلوه های ویژه میدانی را به داوود رسولیان برای فیلم فرزند خاک اهدا کردند .

جایزه ی بهترین صدابرداری را پژمان بازغی و احمد رسول زاده به عباس رستگار پور برای فیلم فرزند خاک اهدا کردند .

جایزه ی بهترین صداگزاری و میکس هم پانتآ بهرام و جهانگير ميرشكاري به محمدرضا دلپاک و رضا نریمی زاده برای فیلم خاک آشنا اهدا کردند .

جایزه ی بهترین طراحی صحنه و لباس هم توسط مجید میرفخرایی و گلاب آدینه به ژیلا مهرجویی و شعله نواب تهرانی اهدا شد .

هانیه توسلی و محمد سرير هم جایزه ی بهترین موسیقی متن را به کارن همایونفر برای فیلم خاک آشنا اهدا کردند .

جایزه ی بهترین تدوین را علیرضا خمسه و بهرام دهقانی به عباس گنجوی برای فیلم خاک آشنا اهدا کردند .

رخشان بنی اعتماد و مسعود رایگان هم به روی صحنه رفتند و جایزه ی بهترین فیلم برداری را به علیرضا زرین دست برای فیلم فرزند خاک اهدا کردند .

جایزه ی بهترین نقش مکمل زن را مرتضی شایسته و رویا نو نهالی به مهتاب نصیر پور برای فیلم فرزند خاک اهدا کردند .

جهانگیر کوثری و باران کوثری جایزه ی بهترین نقش مکمل مرد را به بابک حمیدیان برای فیلم ریسمان باز اهدا کردند .

جایزه ی بهترین نقش اول زن به گوهر خیر اندیش برای فیلم دعوت تعلق گرفت که به علت شکستگی پایش ، جایزه اش را دخترش از شهاب حسینی و فرشته طاهر پور دریافت کرد .

مریلا زارعی به روی صحنه رفت و متن پیام مکتوبی که خیر اندیش به او داده بود را خواند : به نام خالق زيبايي ها و سلام به عزيزان حاضر شكر خدا كه تركيدگي آپانديسم منجر به مرگم و تداخل آن با جشن خانه سينما نشد! چندي پيش در روستايي در نزديكي زنجان سر صحنه سريال حماسه آرد، دچار عارضه‌اي شدم و چون دير به بيمارستان رفتم، حالم بد شد و مرا توصيه به استراحت مطلق كردند اما چون هيچ چيز مطلق نيست، زبان و قلم از اين استراحت معاف شد و با قلم سپاسم را به عزيزاني مي‌رسانم كه با نگاهي حرفه‌اي و متر و معيار خود كار ما را داوري كردند .

داریوش فرهنگ و امین تارخ برای اهدای جایزه ی بهترین نقش اول مرد به روی صحنه رفتند .

جایزه ی بهترین نقش اول مرد به مرحوم خسرو شکیبایی برای فیلم ستاره بود تعلق گرفت که جایزه اش را پسرش از داریوش فرهنگ دریافت کرد .

پوریا شکیبایی پس از دریافت جایزه گفت : كاش پدرم اينجا بود، خودش جايزه را مي‌گرفت و من به او تبريك مي‌گفتم. هميشه وقتي اسم كانديداها را مي‌خواندند قلبم تند مي‌زد كه آيا پدرم جايزه را مي‌برد يا نه. قلب من امشب هم تند مي‌زند، اما پدرم نيست.

جایزه ی بهترین فیلم نامه به محمدعلی باشه آهنگر و محمدرضا گوهری برای فیلم فرزند خاک توسط فرهاد توحیدی وعليرضا شجاع‌نوري اهدا شد .

جایزه ی بهرین کارگردانی را رضا کیانیان و سیروس الوند به بهمن فرمان آرا برای فیلم خاک آشنا اهدا کردند .

جایزه ی بهترین فیلم هم به سید احمد میر علایی برای فیلم فرزند خاک توسط محمدمهدی عسگر پور و فخرالدین انوار اهدا شد .

لازم به ذکر است که گروه کر حاضر در مراسم از نخستین دقایق تا انتهای مراسم یعنی حدود 4 ساعت ایستاده بودند و با صدای ساز ها ی زیبایشان برگزیدگان جشن را همراهی می کردند .

صدا .... دوربین .... حرکت ...... صدا ...... دوربین ....... کات .

پس از اهدای جوایز حسین پاکدل تا جشن سیزدهم با همه خداحافظی کرد و حاظران را به گوش کردن موسیقی زنده و پس از آن آتش بازی دعوت کرد .

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387ساعت 16:31  توسط مریم و نازی | 
 

بازگشت امير نادري به «دونده»
 
 

 شصت و پنجمين جشنواره فيلم ونيز با رسيدن به روزهاي مياني بيش از هر چيز شاهد واکنش هاي منفي از سوي منتقدان و صاحب نظران است. تقريباً تمام منتقدان حاضر در جشنواره در دو روز اخير به صورت همزمان نسبت به ضعف فيلم هاي اين دوره قديمي ترين جشنواره سينمايي دنيا انتقاد و فيلم هاي امسال را «دور از انتظار» و «ضعيف» معرفي کردند. در اين ميان تنها فيلم «پس از خواندن بسوزان» ساخته جديد برادران کوئن که آن هم در برنامه افتتاحيه و خارج از مسابقه به نمايش درآمد توانسته نظر مثبت منتقدان را به دست آورد و به جز آن هيچ کدام از فيلم هاي بخش مسابقه مورد استقبال قرار نگرفته اند.

به جز اين فيلم ظاهراً تنها فيلم انيميشن «پونيو» ساخته هيائو ميازاکي براي منتقدان و مخاطبان جذابيت هايي را داشته و اصلاً بعيد نيست همين موضوع بر نظر و سليقه داوران هم تاثير بگذارد. ضعف فيلم هاي بخش مسابقه باعث شده فيلم هاي بخش هاي جنبي بهتر و بيشتر ديده شوند.

اما دوشنبه شب فيلم جديد امير نادري «وگاس؛ يک داستان واقعي» هم با حضور سازنده و عوامل به نمايش درآمد و بعد از مدت ها تصاويري از سينماگر مهاجرت کرده ايراني که حالا ديگر ساخته هايش به عنوان محصولي از امريکا معرفي مي شوند، منتشر شد. فيلم نادري همان طور که پيش از اين عنوان شده بود درباره زندگي خانوادگي مردي است در حاشيه شهر لاس وگاس که درگير مسائل مربوط به اين شهر است.

«نادري» دوشنبه شب در نشست خبري پس از نمايش فيلم اعلام کرد؛«زماني در لاس وگاس زندگي مي کردم و دنياي واقعي شرط بندي در آنجا در ساخت اين فيلم کمکم کرد.» وي افزود؛«شيوه يي که هاليوود فيلم هايش را درباره لاس وگاس مي سازد، صحيح نيست. من مي خواستم فيلمي بسازم که درباره مردماني است که آنجا زندگي مي کنند، آنجا به دنيا آمده اند و بزرگ شده اند. «نادري» با اشاره به اينکه برخي افراد آن منطقه با او آشنا شده و پيشنهاد حمايت مالي از فيلم او را داده اند، گفت؛«آنها به دنبال برگرداندن پول شان نيستند و آن را براي تفنن انجام داده اند.» اين کارگردان ايراني در ادامه اظهاراتش در جمع خبرنگاران افزود؛«اين فيلم داستان واقعي درباره لاس وگاس و مردماني است که من در آنجا مي شناسم. من همه آنها را در کافه ها و در سطح شهر مي بينم. حتي شخصيت واقعي «ادي» در فيلم جايي در نيومکزيکو زندگي مي کند. «نادري» در ادامه گفت؛«از من درباره عنوان «داستان واقعي» در نام فيلم سوال مي شود، اما من نبايد آن را توضيح دهم، بلکه اين عنوان به شکل آشکاري در فيلم نهفته است.» وي گفت؛«طي سال هاي گذشته من مدت هاي زيادي را در اطراف لاس وگاس در جاده ها، شهرهاي بياباني و مسافرخانه هاي بين راه گذرانده ام، با همه نوع آدمي ديدار داشته ام، زندگي آنها را از نزديک شاهد بودم و به صحبت هاي آنها درباره آنچه ديده اند و انجام داده اند گوش داده ام.» وي خاطرنشان کرد؛«اين فيلم براساس يکي از همين رويارويي ها و آشنايي ها است. پس عنوان فيلم به حقيقت ديگري اشاره دارد؛ حقيقت واقعي درباره لاس وگاس.» او گفت که با «وگاس» قصد دارد به سينماي قديمي ترش بازگردد. بازيگران فيلم نادري نام هاي چندان شناخته شده يي ندارند.

اما روز دوشنبه فيلم ايتاليايي «پرنده شناسان آماتور» ساخته مارکو بکيس درباره نسل کشي سرخپوستان گواراني در برزيل هم به نمايش درآمد و با استقبال نسبي منتقدان روبه رو شد.

«شير» به کارگرداني سميح کاپلان اوغلو کارگردان ترک ديگر فيلم بخش مسابقه ونيز بود که ديروز پخش شد. اين فيلم توليد مشترک ترکيه، فرانسه و آلمان و درباره رابطه پرفراز و نشيب يک مادر و پسر است که در ناحيه روستايي آناتوليا زندگي مي کنند.

ديروز سه شنبه فيلم روسي «سرباز کاغذي» ساخته الکسي جرمن جونير، «سگ شب» ورنر شروتر توليد مشترک فرانسه، آلمان و پرتغال و «شبنم» هايلي جريما از اتيوپي، آلمان و فرانسه در بخش مسابقه جشنواره ونيز نمايش داده شد.

امروز در بخش مسابقه «ريچل ازدواج مي کند» ساخته جاناتان دمي و «خزندگان آسمان» ساخته مامورو اشي به نمايش در مي آيند.

در حالي که سه روز به پايان اين رويداد مهم سينمايي باقي مانده همه اميد سردمداران اين جشنواره به روزهاي باقي مانده است تا فيلم هايي چون

«The Hurt Locker» ساخته کاترين بيگلو و «کشتي گير» آرنوفسکي بتوانند نظرات را جلب کنند. البته فستيوال در سه روز پاياني با برنامه هاي ويژه يي که دارد حتماً تعادل را دوباره باز خواهد گرداند.

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم شهریور 1387ساعت 21:30  توسط مریم و نازی | 
"روز برمی‌آید"؛ فیلمی با یک موضوع نه چندان تازه

 

فیلم سینمایی "روز برمی‌آید" ساخته بیژن میرباقری که روی پرده سینماها است، اثری اقتباسی و متکى بر هویت دوگانه شخصیت‌ها به شمار می‌رود که باز شدن زودهنگام گره‌ها و موضوع نه چندان تازه آن فرصت تأثیرگذاری را از فیلم می‌گیرد.

 میرباقری در دومین فیلم بلند سینمایی خود تلاش کرده با تکیه بر یک نمایشنامه خارجی نگاهی داشته باشد به اقتباس در سینمای ایران که در همه دوران کمتر مورد توجه فیلمسازان قرار گرفته است.

این فیلمساز پس از کسب موفقیت در عرصه فیلم کوتاه، اولین گام برای ورود به سینمای حرفه‌ای را با ساخت "ما همه  خوبیم" برداشت. فیلم بر اساس فیلمنامه‌ای از مژگان فرح‌آورمقدم به گونه‌ای موجز و جزئی‌نگر زندگی یک خانواده طبقه متوسط را تبدیل به اثری گرم کرد و اولین گام میرباقری را به عنوان اثری محکم و حساب‌ شده در کارنامه‌اش ثبت کرد.

میرباقری در "روز برمی‌آید" با تکیه بر نمایشنامه "دوشیزه و مرگ" آریل دورفمان که رومن پولانسکی نیز بر مبنای آن فیلمی ساخته، اثری می‌سازد که بخش عمده قوت آن در وهله اول چگونگی ایرانیزه کردن و اینجایی کردن موقعیت و بستر اصلی قصه است.

"مرگ و دوشیزه" پولانسکی در حال و هوای جریان‌های انقلاب آمریکای لاتین می‌گذرد و میرباقری در اولین گام برای ایرانی کردن این بستر و واقعی کردن مواجهه یک زندانی سیاسی و بازجوی سابقش در زمان حال، مقطع پر التهاب و شناسنامه‌دار نزدیک به انقلاب را برای گذشته کاراکترهای اصلی انتخاب کرده است. 

به این ترتیب هر چند کلیت فیلم در زمان حال و در خانه‌ای در طبیعت شمال می‌گذرد، اما این گذشته تاریخی است که رویارویی سه کاراکتر اصلی را پیش برده و در هر مقطع چرخش قدرت بین آنها را واجد پتانسیل درام و البته منطقی از جنس رئالیسم و واقعگرایی می‌کند.

"روز برمى‌آید" با سفر نابهنگام زوج فروغ و جلال (یکتا ناصر - امیر آقایی) آغاز مى‌شود. سفری که در کنار همه اتفاقات بیرونی قرار است این زوج را به شناختی تازه تر از هم و بخصوص در موقعیت رویارویی میانی آنها را به شناختی تازه‌تر از خودشان هم برساند.

در چنین فیلمنامه‌اى که به نوعى با چرخش بازى و هویت دوگانه شخصیتها سر و کار داریم، طبعاً نحوه معرفى شخصیت‌ها در بخش ابتدایی اهمیتى ویژه پیدا مى‌کند. بخصوص که شخصیتها محدود به سه کاراکتر اصلی فروغ، جلال، مهندس دانشور (داریوش فرهنگ) و شخصیت فرعى مأمور پلیس محلى (مهران رجبی) است.

در مقطع ابتدایی سفر بدون آنکه به پیشینه فروغ و جلال اشاره شود، فقط به زمان طولانى اشاره مى‌شود که آنها با هم به سفر نرفته‌اند. همچنین وجود اسلحه داخل داشبورد که این مورد در کنار تلفن ضرورى جلال از بین راه، به نوعى شغل حساس او را یادآور مى‌شود. فروغ هم به عنوان زنى با پیچیدگی و بحران روحى معرفى مى‌شود که به توصیه پزشک براى استراحت به ویلاى خارج از شهر آمده است.

ویلای شمال مکانى است که مواجهه حیاتى فیلم در آن اتفاق مى‌افتد. فیلمساز براى ایجاد فضاى لازم و زمینه‌سازى هسته ملتهب ماجرا، چند کد درونى مى‌دهد که به نوعى احساس خطر و نگرانى را به قصه تزریق مى‌کند.

مانند حرف‌های جلال به فروغ که ویلا را جاى امن و راحتى مى‌داند که کسى نمى‌تواند مزاحمشان شود، دیالوگ او هنگام ترک ویلا در حالیکه محیط را امن مى‌داند ولى اسلحه را به فروغ مى‌سپارد و حتى مأمور محلی که تأکید مى‌کند با وجود او هیچ مزاحمى نمى‌تواند آن اطراف پیدایش شود.

اینها همه نشانه‌هایى است در جهت تأکید بر امنیت و آرامشى که باید در آن مکان باشد، ولى در واقع نیست و حضور یک تازه وارد ناامنى و تشنج را با خود به موقعیت مى‌آورد. مهندس دانشور یا همان بازجوی سابق فروغ در زندان، تازه‌واردى است که حضور ناخواسته‌اش پرده از گذشته فروغ برمى‌دارد و موقعیت به ظاهر با ثبات ابتدایى به صحنه یک گروگانگیرى و بازجویى دیرهنگام تبدیل مى‌شود.

"روز برمی‌آید" از وجه ساختار روایی و نقطه‌گذاری آغاز و پایان تلاش کرده موتیفی بسازد که با تکرار در دو مقطع زمانی مفهومی فراتر پیدا کند. فیلم با سکانس داخل ماشین آغاز مى‌شود که جلال به طرف صندلى عقب برمى‌گردد و از فروغ مى‌پرسد چند سال است با هم سفر نرفته‌اند؟ زن بدون آن که دیده شود دستش را روى شیشه ماشین مى‌گذارد و می‌گوید، پنج سال است.

سکانس پایانى فیلم با چند تغییر در موقعیت اولیه، همین طراحى را دارد. با این تفاوت که آنها در راه بازگشت هستند، فروغ تیر خورده و امیدى به زنده بودنش نیست و دست خونى‌اش را روى شیشه مى‌کشد و... البته مهمتر از همه این که نگاه جلال به همسرش به عنوان یک بیمار متوهم روحى تغییر کرده است.

در فاصله این دو سکانس و مواجهه بخش میانى آنچه بیش از هر چیز برجسته مى‌شود نوعى موازنه قدرت و تغییر موقعیت فروغ و مهندس به عنوان بازجو و متهم است. فیلم در این بخش از ساختاری قابل پیش‌بینى استفاده مى‌کند و متکی بر اصولى است که هر چند جایگاه کلاسیک‌وار خود را حفظ می‌کنند اما نیاز به بازنگرى دارند تا مخاطب را از حدس زدن پایان بازداشته و غافلگیرى خاص را براى او تدارک ببیند.

از همان ابتدا قابل پیش‌بینی است که فروغ دچار توهم نشده و مهندس را درست شناخته، همانطور که زنبوردارى، غذا بردن براى سگ، اطلاعات گیاه‌شناسى و... مهندس هم نمى‌تواند او را از چهره یک بازجو با خلق و خوى حیوانى متمایز کند.

مشخص است که تمارض مهندس به وخامت حالش براى فرستادن جلال به خانه براى آوردن قرص، تنها ماندن با فروغ و گیر انداختن او است و ... اما هیچیک از این بدیهیات توجه جلال را جلب نمی‌کند که هم فروغ را بهتر مى‌شناسد و هم شغلی حساس در ارتباط با وکالت و چنین مسائلى دارد.

اینجاست که جلو افتادن مخاطب از فیلم منطق کلی کار را زیر سؤال مى‌برد و پرداخت و طراحى‌هاى انجام شده را بی‌اساس  مى‌کند. "روز بر مى‌آید" فیلمى است متکى بر هویت دوگانه شخصیتها و بازی با این وجوه، اما لو رفتن آنها و باز شدن زودهنگام گره‌های فیلم در کنار موضوعی نه چندان تازه و بدیع تأثیرگذاری را به دنبال ندارد.

فیلم "روز برمی آید" دومین فیلم بیژن میرباقری پس از "ما همه خوبیم" و اقتباسی از رمان "دوشیزه و مرگ" آریل دورفمان است که رومن پولانسکی نیز فیلمی بر اساس آن ساخته است. فیلم قصه زنی را روایت می کند که قبل از انقلاب در زندان بوده و به همراه همسرش برای استراحت به نقطه‌ای کوهستانی می‌رود. اما آنجا با مردی برخورد می کند که بازجوی او در زندان بوده است.

داریوش فرهنگ، یکتا ناصر، ناصر آقایی و مهران رجبی بازیگران این فیلم هستند که به تهیه‌کنندگی سعید شاهسواری در گروه فیلم و سریال شبکه سوم سیما ساخته شده است. "روز برمی آید" از چهارشنبه 13 شهریور در گروه سینمایی آزاد اکران شده است.

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم شهریور 1387ساعت 21:2  توسط مریم و نازی | 

 

گلشیفته فراهانی در فيلمي به کارگردانی ریدلی اسکات در نقش یک پرستار ایرانی در مقابل دی کاپریو و راسل كرو بازی كرد.

روز جمعه 10 اکتبر 2008 برابر با 19 مهرماه سال 1387 نمايش فيلمي در سينماهاي امريکا و انگلستان آغاز مي شود که به واسطه يک ويژگي مهم براي ايرانيان جذاب و مهم است. «مجموعه دروغ ها» جديدترين فيلم کارگردان کهنه کار سينماي امريکا ريدلي اسکات در اين روز به پرده سينماها مي رود که نام يک بازيگر شناخته شده سينماي ايران در ميان اسامي دست اندرکاران آن به چشم مي خورد؛ گلشيفته فراهاني

پس از آنکه سايت سينمايي معتبر imdb حدود 10 روز پيش نام گلشيفته فراهاني را به جمع بازيگران اين فيلم اضافه کرد، کمپاني برادران وارنر هم چهارشنبه شب در تريلر جديدي که از فيلم منتشر کرد تصاويري از بازي فراهاني را قرار داد تا سرانجام شايعه يي که يک سال است در محافل سينمايي و رسانه يي به گوش مي رسد، تاييد شود. سايت imdb هنوز توضيحي درباره نقش فراهاني و نام شخصيتي که او آن را ايفا مي کند ارائه نداده است اما تا پيش از اين از درج نام اين بازيگر در ليست دست اندرکاران فيلم «مجموعه دروغ ها» با نام اصلي Body of lies خودداري مي کرد.

فيلم بر مبناي کتابي به همين نام نوشته ديويد ايگناتيوس يادداشت نويس معروف روزنامه واشنگتن پست ساخته شده است. اين کتاب آوريل سال 2007 به بازار آمد و بلافاصله حقوق سينمايي آن توسط کمپاني معروف برادران وارنر خريداري شد. رمان «مجموعه دروغ ها» مضموني در ارتباط با مبارزه با تروريسم دارد و داستان يک مامور سيا به نام راجر فريس است که براي پيدا کردن يک تروريست مهم از سران القاعده به نام «سليمان» به اردن مي رود. کتاب تا حدودي به نقد سياست هاي مداخله گرايانه آمريکا مي پردازد و در مجموع اثر منتقدانه يي محسوب مي شود. در برگردان سينمايي اين رمان تغييراتي ايجاد مي شود که يکي از مهم ترين آنها اضافه شدن شخصيتي به نام «عايشه» است که در داستان اصلي با نام «آليس» وجود داشت. شخصيتي که قهرمان داستان در جريان پيدا کردن سليمان دلباخته اش مي شود. ويليام موناهان فيلمنامه نويس اسکاربرده به خاطر فيلم معروف «مردگان» مارتين اسکورسيزي که کار بازنويسي و اقتباس از داستان اصلي را برعهده داشته، شخصيت عايشه را در قالب يک پرستار تصوير کرده که البته هنوز جزئيات کامل آن مشخص نيست. گلشيفته فراهاني ايفاگر اين نقش است در حالي که نقش نخست فيلم را لئوناردو دي کاپريو بازي مي کند و راسل کرو هم بازيگر نقش مهم ديگري در فيلم است. فيلمبرداري فيلم سال گذشته آغاز شد و بخش هاي مربوط به اردن در شهر رباط مراکش فيلمبرداري شده است. گفته مي شود بعد از انتخاب گلشيفته فراهاني براي بازي در فيلم سازندگان آن تغييراتي در فيلمنامه اوليه انجام داده اند تا حضور فراهاني در فيلم با موازين خاص حقوقي و قانوني کشور در تضاد نباشد. ريدلي اسکات کارگردان کهنه کار انگليسي در فيلم هايش همواره تلاش داشته نگاهي چندجانبه به مضامين داشته باشد و گواه آن فيلم معروف «ملکوت آسمان» است که در آن تصويري واقع گرايانه از مسلمانان ارائه و به طور ضمني از صلاح الدين ايوبي ستايش مي شود. حضور بازيگران ايراني در فيلم هاي هاليوودي سابقه طولاني دارد اما در چند سال اخير تعدادي از بازيگران فعال فعلي سينماي ايران امکان حضور در چند فيلم مهم هاليوود را يافته اند که مهم ترين آنها همايون ارشادي است که سال گذشته فيلم «بادبادک باز» با بازي او در سينماهاي جهان اکران شد. او هم اينک مشغول بازي در فيلم جديد الخاندرو آمه نابار با نام «آگورا» است. با اين همه حضور فراهاني در فيلم جديد ريدلي اسکات که بسياري از اکنون آن را از شانس هاي مسلم اسکار 2009 مي دانند سرفصل جديدي در حضور بازيگران سينماي ايران در عرصه هاي بين المللي خواهد گشود.

 همچنین در لينك زير نام گلشیفته را در کستینگ فیلم می توانید ببینید:

http://www.imdb.com/title/tt0758774/

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387ساعت 21:37  توسط مریم و نازی | 
 


   

 

 

 

 فصل جديد اکران سينماها
   

 هميشه پاي تماشاگر در ميان است... اين هفته چند فيلم جديد روي پرده سينماها مي روند و با احتساب فيلم کمال تبريزي که از هفته گذشته اکران شده، فصل جديد اکران سينماها شروع مي شود. با توجه به اينکه تنها يک ماه تا ماه رمضان باقي مانده، مردادماه آخرين زمان براي اکران مناسب فيلم ها تا پيش از عيد فطر است


از اين هفته فيلم هاي فرزند خاک(محمدعلي باشه آهنگر)، پرچم هاي قلعه کاوه(محمد نوري زاد)، سربلند(سعيد تهراني) و ميناي شهر خاموش(اميرشهاب رضويان) روي پرده مي روند. البته قرار بود «فرزند خاک» و «ميناي شهر خاموش» از هفته گذشته اکران شوند که به دلايلي اکران اين دو فيلم به اين هفته موکول شد.

هميشه پاي يک زن در ميان است

نمي توان «هميشه پاي يک زن در ميان است» را جديد ترين فيلم کمال تبريزي دانست چرا که او فيلم «پاداش» را نيز در مراحل فني دارد. «هميشه پاي يک زن در ميان است» سال گذشته در جشنواره به نمايش درآمد و با اينکه چندان به مذاق منتقدان خوش نيامد، اما مردم از آن استقبال کردند و اين فيلم عنوان بهترين فيلم مردمي را از آن خود کرد. به اعتقاد برخي از منتقدان فيلم تبريزي طنز يکدستي ندارد و از همه گونه شوخي و کمدي براي خنداندن تماشاگر استفاده کرده است. ضمناً فيلم قصد دارد حرف هاي گنده گند ه يي هم به تماشاگري که براي تفريح و خنديدن به سينما آمده بزند که چندان به مذاق تماشاگر خوش نمي آيد. با اين حال به نظر مي رسد به خاطر حال و هواي مفرح فيلم و البته ترکيب جذاب بازيگران که يک مهران مديري متفاوت را هم در خود دارد، فيلم کمال تبريزي در زمره آثار پرفروش امسال سينماي ايران قرار بگيرد.

فرزند خاک

فيلم محمدعلي باشه آهنگر بيشتر به خاطر مضمونش در جشنواره فجر تحويل گرفته شد تا نوع روايت و ساختارش. باشه آهنگر پيش از اين دو فيلم «نيمه گمشده» و «نبات داغ» را هم کارگرداني کرده که البته اين دو فيلم چندان که بايد ديده نشدند. اما او با «فرزند خاک» در جشنواره سال گذشت توانست نگاه هاي بسياري را به سمت خود جلب کند. به لحاظ ساختاري هم فيلم جديد باشه آهنگر تفاوت هاي بسياري با دو فيلم قبلي او دارد. فيلم «فرزند خاک» مضمون بسيار تاثيرگذار و مهمي دارد و درباره مفقودالاثرهاي جنگ تحميلي است.

اين فيلم که از توليدات سازمان توسعه سينمايي سوره حوزه هنري است، داستان زني را به تصوير مي کشد که معتقد است همسر مفقودالاثرش در دياري غريب چشم به راه اوست. در اين فيلم مهتاب نصيرپور، شبنم مقدمي، حميد ابراهيمي، قاسم زارع و حسين آهنگر به ايفاي نقش پرداخته اند.

اين اثر از فيلم هاي تحسين شده جشنواره فيلم فجر سال گذشته است که موفق به دريافت سيمرغ زرين نگاه ملي و سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش مکمل زن شد. سيمرغ بلورين فيلمنامه بخش معناگراي سينماي بين الملل و لوح تقدير مسابقه راه انبيا ديگر جوايز اين فيلم است.

«فرزند خاک» قرار است با تبليغات فراواني اکران شود تا بتواند تماشاگران بيشتري را به سمت اين نوع آثار فرهنگي جلب کند. اين فيلم قرار بود از هفته گذشته به جاي «انعکاس» روي پرده برود اما به خاطر فروش بالاي «انعکاس» و توافق تهيه کنندگان اين دو فيلم، اکران فيلم باشه آهنگر يک هفته به تاخير افتاد.

پرچم هاي قلعه کاوه

درحالي که بسياري از آثاري که قدرت جذب مخاطب را دارند يا فيلم هاي ارزشمندي که تا حدودي مي توانند گليم خود را از اکران بيرون بکشند پشت خط نمايش عمومي گير کرده اند، اکران فيلم ضعيف محمد نوري زاد که نه آنچنان ارزش هاي هنري - سينمايي دارد و نه مي تواند پرفروش باشد، در اين موقع سال کمي عجيب است. اين فيلم در حال و هواي همان سريال «چهل سرباز» محمد نوري زاد است که تا چندي پيش از شبکه دو پخش مي شد. «پرچم هاي قلعه کاوه» به مقاومت ايرانيان برابر حمله مغول ها مي پردازد. محمد صادقي، داود رشيدي، رضا صفايي پور و بهزاد فراهاني از جمله بازيگران اين فيلم هستند. جالب اينکه ضعف هاي تکنيکي اين فيلم به حدي است که آدم را به ياد فيلم هاي 30 ،40 سال پيش مي اندازد.

با اين همه اين فيلم در جشنواره فيلم فجر جايزه بهترين جلوه هاي ويژه را از آن خود کرد. به نظر مي رسد با اکران «پرچم هاي قلعه کاوه» سينماهاي نمايش دهنده اين فيلم روزهاي کم مخاطبي را با صندلي هاي خالي تجربه خواهند کرد.

ديوار

فيلم جديد محمدعلي طالبي دو هفته يي است که اکران شده اما هنوز نتوانسته انتظاراتي را که در گيشه از آن مي رفت برآورده کند. «ديوار» فيلم آبرومند و خوش ساختي است که براي جذب مخاطب ساخته شده. طالبي پس از چند تجربه نه چندان موفق مانند «سرخي سيب کال» و «ماه شب چهارده» تصميم گرفت يک فيلم پرفروش با بازيگران حرفه يي را جلوي دوربين ببرد. «ديوار» با بازي گلشيفته فراهاني، محمد کاسبي، آزيتا حاجيان و مهرداد صديقيان داستان دختر نوجواني است که تصميم مي گيرد با موتور روي ديوار مرگ به حرکات نمايشي بپردازد و کار پدر مرحومش را ادامه دهد. اين فيلم نامزد دريافت شش سيمرغ بلورين از جشنواره فجر شد و سيمرغ بلورين بهترين فيلمبرداري را به خاطر فيلمبرداري زيباي حسين جعفريان از آن خود کرد.

ميناي شهر خاموش

«ميناي شهر خاموش» حدود دو سال است که در نوبت اکران به سر مي برد. اين فيلم در بيست وپنجمين جشنواره فيلم فجر براي اميرشهاب رضويان سيمرغ بلورين بهترين کارگرداني و براي عزت الله انتظامي سيمرغ بلورين ويژه هيات داوران را به ارمغان آورد و همچنين در هفت رشته بهترين فيلم، کارگرداني، تدوين، موسيقي متن، طراحي صحنه، صدابرداري و بازيگر مکمل مرد نامزد دريافت سيمرغ بود اما با همه اينها نتوانست در زمان خودش اکران شود و حالا بعد از دو سال بالاخره قرار است رنگ پرده را به خود ببيند. «ميناي شهر خاموش» با بازي عزت الله انتظامي، شهباز نوشير، صابر ابر، مهران رجبي، رويا جاويدنيا، هيلدا رنجبران، رضا خمسه و مريم مسچيان ماجراي دکتر بهمن پارسا - جراح موفق قلب - است که پس از 33 سال از آلمان به ايران برمي گردد و پس از عمل موفقيت آميز يک جانباز جنگ، همراه پيرمردي به نام قناتي و بهرامي، جواني که راننده بيمارستان است، به شهر بم مي رود. دکتر پارسا به دنبال گذشته اش مي گردد و در اين مسير کم کم از رازي قديمي آگاه مي شود. اميرشهاب رضويان زمان فيلمش را که در جشنواره فجر کمي طولاني بود به چيزي کمتر از صد دقيقه کاهش داده تا هم ريتم فيلم بهتر شود و هم شرايط اکران مناسب تري به لحاظ تعداد سانس هاي نمايش داشته باشد.

سربلند

«سربلند» با نام قبلي «هميشه سربلند» به کارگرداني سعيد تهراني يک تله فيلم بود که قرار بود از تلويزيون پخش شود اما بعدها تصميم گرفته شد از آن يک کپي 35 کشيده و راهي پرده سينماها شود. «سربلند» پس از «ده رقمي» دومين تله فيلمي است که در سال جاري اکران مي شود. «سربلند» نسخه امروزي فيلم «کوچه مردها» ساخته سعيد مطلبي است. در اين فيلم سعيد تهراني در کنار سروش صحت، عسل بديعي، مريم سلطاني، خسرو فرحزادي، کاظم نجارزاده، غلامرضا اصانلو و ثريا قاسمي بازي کرده و ابوالفضل پورعرب هم حضوري افتخاري در اين اثر دارد. اين فيلم همانند «کوچه مردها» داستان دو دوست است که دل به يک دختر مي بندند و يکي از آنها وقتي علاقه دوستش را به دختر مي بيند خود را کنار مي کشد اما... قرار است «سربلند» خارج از گروه هاي پنج گانه سينمايي و در سينماهاي آزاد به اکران عمومي درآيد.

ريسمان باز

«ريسمان باز» در جشنواره فجر در بخش مهمان و به صورت محدود به نمايش درآمد اما همين چند نمايش کافي بود تا دومين فيلم بلند مهرشاد کارخاني براي خود طرفداراني پيدا کند. کارخاني که پيش از اين در سمت عکاس در سينما فعاليت مي کرد، فيلم ديگري با نام «گناه من» را نيز آماده نمايش دارد که در جشنواره بيست و پنجم و آن هم در بخش مهمان به نمايش درآمد. اين فيلم که حميد گودرزي و نيوشا ضيغمي در آن بازي مي کردند هنوز فرصت اکران عمومي پيدا نکرده است.

اما «ريسمان باز» داستان دو دوست است که 24 ساعت مهلت دارند يک راس گاو را از پايين شهر به مقصدي در بالاي شهر برسانند. پژمان بازغي، بابک حميديان، کرامت رودساز و نرگس محمدي بازيگران اين فيلم خياباني هستند که قرار است پس از پايان اکران فيلم «ده رقمي» در گروه عصر جديد روي پرده برود.

حقيقت گمشده

فيلم دوم محمد احمدي پس از فيلم به نمايش درنيامده «شاعر زباله ها» قرار است پس از اکران فيلم «سربلند» در چند سينماي محدود به اکران عمومي درآيد. اين فيلم روايتگر زندگي سه خانواده است که تقدير باعث روابطي بين آنها مي شود. در اين فيلم حميد فرخ نژاد، پريوش نظريه، احمد مهرانفر، مريم رهبري، يعقوب غفاري، ستاره چالاکي و حبيب دهقان نسب ايفاي نقش مي کنند. اين فيلم که پيش از اين «چگونه ارکستر هماهنگ مي شود» نام داشت، شيوه روايي غيرکلاسيکي دارد که البته هنوز براي تماشاگر ايراني جا نيفتاده است. اين فيلم در جشنواره سال گذشته در بخش مهمان به نمايش درآمد و تقريباً مهجور ماند.

اوضاع گيشه

در بين فيلم هاي روي پرده «ده رقمي» و «انعکاس» فروش بسيار خوبي داشته اند. «انعکاس» از مرز 400 ميليون تومان فروش گذشته و «ده رقمي» هم 300 ميليون را پشت سر گذاشته است؛ البته «ده رقمي» با توجه به حال و هواي مرفهي که دارد و با آن همه تيزري که تلويزيون برايش پخش مي کند، بايد به اين فروش هم دست يابد. اما «انعکاس» با توجه به فضاي جدي اش به فروش بسيار خوبي دست يافته است. «ديوار» چندان پرقدرت شروع نکرد اما رفته رفته مخاطب خودش را پيدا مي کند و بر فروشش افزوده مي شود.

«حس پنهان» هم در مجموع فروش متوسطي داشت و به نظر مي رسد در نهايت به رقمي حدود 250 ميليون تومان دست پيدا کند. اما «زن ها فرشته اند» به فروش بسيار خوبي دست يافت. دومين فيلم شهرام شاه حسيني تقريباً دوبرابر فيلم اولش «کلاغ پر» فروش کرد و حدود 750 ميليون تومان فروخت. به نظر مي رسد طي هفته هاي آينده با توجه به چند فيلمي که اکران خواهند شد و پتانسيل ضعيف آنها براي جذب مخاطب، سينماها تا آغاز اکران عيد فطر روزهاي

نه چندان پرمخاطبي را شاهد باشند.

اکران عيد فطر

عيد فطر در طول يک دهه گذشته يکي از بهترين زمان هاي نمايش براي فيلم بوده و رقابت شديدي بين پخش کنندگان براي نمايش فيلم هايشان در اين زمان بوده است. امسال هم قرار است پنج فيلم در گروه هاي سينمايي و دو فيلم در گروه آزاد از عيد فطر روي پرده بروند. «دعوت» جديد ترين فيلم ابراهيم حاتمي کيا بدون اينکه در جشنواره فجر شرکت کند، راهي اکران عمومي در عيد فطر خواهد شد. «سه زن» ساخته منيژه حکمت پس از کش و قوس هاي فراوان با دريافت پروانه نمايش يکي ديگر از فيلم هاي اکران عيد فطر است. «آواز گنجشک ها»ي مجيد مجيدي هم در اين زمان روي پرده مي رود. ماني حقيقي هم فيلم «کنعان» را از عيد فطر روي پرده مي فرستد. يک فيلم کمدي هم از يکي دو هفته پس از عيد فطر اکران خواهد شد. «خواستگار محترم» ساخته داود موثقي از ديگر فيلم هاي اين اکران است که خوراک علاقه مندان سينماي کمدي را تامين خواهد کرد. پرونده هاوانا(عليرضا رئيسيان) و آتش سبز(محمدرضا اصلاني) هم قرار است در سينماهاي آزاد اکران شوند.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم مرداد 1387ساعت 16:49  توسط مریم و نازی | 
به بهانه اکران "دیوار"
توجه طالبی به مسائل کودک و نوجوان از زاویه خاص
مولفه مشترک کارنامه محمدعلی طالبی که فیلم سینمایی "دیوار" را بر اکران سینماها دارد، توجه خاص به مسائل کودکان و نوجوانان از زاویه‌ای خاص است که کمتر دغدغه گیشه و فروش دارد.

به گزارش خبرنگار مهر، طالبی فارغ‌التحصیل رشته سینما از دانشکده هنرهای دراماتیک دانشگاه تهران است و فعالیت هنری خود را از سال 1365 به عنوان دستیار کارگردان در تولیدات تلویزیون و کارگردان فیلم‌های مستند آغاز کرد.

او علاوه بر نگارش فیلمنامه آثار خودش به طور مستقل یا همکاری مشترک، فیلمنامه‌هایی برای دیگر فیلمسازان هم نوشته که از آن جمله می‌توان به فیلم "نشانی" فریدون حسن‌پور اشاره کرد. مولفه مشترک در کارنامه 10 فیلمی محمدعلی طالبی علاقه خاص او به موضوعات کودکان و نوجوانان است که البته از زاویه نگاهی خاص که کمتر دغدغه گیشه و فروش دارد. 



پشت صحنه فیلم "دیوار"

به همین دلیل است که برخی از آثار او یا به گونه‌ای مهجور اکران شده و یا اصلاً به نمایش درنیامده‌اند. هر چند او در فیلم آخر خود به گونه‌ای این رویکرد را شکسته و با زاویه نگاهی که برای نزدیک شدن به موضوع جذاب محوری انتخاب کرده و همچنین حضور بازیگران حرفه‌ای، گیشه و مخاطب را مورد توجه خاص قرار داده است.

"شهر موش‌ها" در سال 1364 اولین فیلم او با کارگردانی مشترک مرضیه برومند است. فیلمی بر مبنای فیلمنامه احمد بهبهانی که تحت تأثیر موفقیت مجموعه کودکانه "مدرسه موش‌ها" شکل گرفت و به نوعی استقبال از آن قابل انتظار بود. البته این وجه نمی‌تواند ارزش کارگردانی سینمایی این فیلم را کمرنگ کند که توانست حضور این شخصیت‌های عروسکی آشنا را بر پرده عریض سینما باورپذیر و جذاب کند.

در این فیلم کاراکترهایی که به واسطه تلویزیون برای مخاطبان آشنا بودند در موقعیتی ویژه و متناسب با یک اثر سینمایی قرار گرفتند. هر چند تعاریف شخصیت‌ها و رفتارهای آنها قابل پیش‌بینی بود ولی این قصه مستقل با تکیه بر مفاهیم اخلاقی و ... که باید یک اثر کودک داشته باشد توانست همچنان مخاطب را به سالن سینماها بکشاند. مخاطبانی که فقط کودکان نبودند و بسیاری از بزرگسالان نیز مشتاق دیدن ماجرای تازه‌ای از این اجتماع موش‌ها بودند.

این بار داستان محوری مهاجرت موش‌ها به شهر بزرگ بود آن هم به دلیل حضور یک گربه‌. به این ترتیب موضوع مهاجرت که در دهه شصت در کشورمان بسیار مطرح بود، در تعامل با اجتماع موش‌ها از شعار و پیام مستقیم فاصله گرفت. بعلاوه مفاهیمی چون دفاع، همکاری و همیاری برای بیرون راندن دشمن و در نهایت غلبه بر گربه حتی بدون در نظر گرفتن تعابیر فرامتنی توانستند مخاطبان بسیاری را به سینماها بکشانند. فیلمی که هنوز هم در خاطره جمعی کودکان دیروز و امروز که بواسطه تکنولوژی جدید آن را می‌بینند نقش بسته است.

"خط پایان" در سال 1364 با فیلمنامه‌ای مشترک از طالبی و سیدغلام موسوی ساخته شد و از معدود فیلم‌های ورزشی سینمای ایران است که به ورزش دوچرخه سواری می‌پردازد و بر محور الگوی آشنا این گونه آثار شکل گرفته است. فیلم با نگاهی انتقادی به شرایط دوران قبل از انقلاب این بار از منظر رقابت‌های ورزشی به آن می‌پردازد.

حضور زوج ایرج طهماسب و حمید جبلی و بازیگرانی چون پرویز پورحسینی از نگاه حرفه‌ای طالبی به بازیگری در سینما می‌آید که در آثار بعد خود کمتر مورد توجه قرار داد. طالبی در این فیلم جذابیت‌های بالقوه یک فیلم ورزشی را مد نظر قرار داد و توانست فیلمی متعارف بسازد که به دلیل بی‌مهری سینمای ایران به آثار ورزشی هنوز هم قابل ارجاع است.

"برهوت" در سال 1367 با فیلمنامه‌ای مشترک از طالبی و علی صمیمی‌زاد ساخته شد. فیلمی که سرآغاز فیلم‌های به نوعی مهجور این فیلمساز بود. داستان آموزگاری شمالی که به کویر می‌رود و تصمیم می‌گیرد به کمک شاگردانش روستا را با کاشتن گیاه و سبزه از توفان شن نجات دهد تا شبیه زادگاهش شود. حسین محجوب، فاطمه معتمدآریا و مرحوم عطاالله زاهد از بازیگران این فیلم بودند که در آن سال‌ها هنوز وجهه کنونی بازیگری را نداشتند.

"چکمه" در سال 1371 با فیلمنامه‌ای از خودش ساخته شد. فیلمی با تعلق به گروه فیلم درباره کودک که توانست موفقیت‌های جهانی برای طالبی به همراه داشته باشد. موضوع ساده و انسانی فیلم که با محوریت یک قهرمان کودک پیش می‌رود به نوعی همراهی مخاطب را با فضاهای رئال و بازی‌های واقعی می‌طلبد.

تشخیص درست طالبی از قصه و حضور نابازیگران کمک کرده فیلم با فاصله گرفتن از وجه اغراق شده نمایشی به گونه‌ای خاص از سینما نزدیک شود و مسئله کودک قهرمان را هر چند در حد پیدا کردن یک لنگه چکمه، بدل به مسئله محوری مخاطب کند که تعریف درست آن همان مخاطب بزرگسال است. هر چند در این میان مفاهیم انسانی نیز مد نظر قرار گرفتند تا مخاطب کودک هم با آن ارتباط برقرار کند.



نشست جشنواره‌ای فیلم "دیوار"

"چکمه"  پروانه زرین بهترین فیلم، پروانه زرین و دیپلم افتخار بهترین بازیگران نوجوان را از هشتمین جشنواره فیلم کودک و نوجوان، فیل نقره‌ای بهترین کارگردانی از جشنواره بین‌المللی فیلم کودکان هند، جایزه فیلم منتخب تماشاگران از جشنواره بین‌المللی فیلم کودکان وین، جایزه بهترین فیلم جشنواره بین‌المللی فیلم سانفرانسیسکو و ... را از آن خود کرد.

"تیک تاک" در سال 1371 با فیلمنامه‌ای مشترک از طالبی و هوشنگ مرادی کرمانی ساخته شد. فیلمی با قهرمانی یک کودک که بیشتر برای مخاطب بزرگسال مناسب است و در گروه آثار درباره کودک جای می‌گیرد. در این فیلم جابجا شدن یک ساعت ماجراهایی را رقم می‌زند که در نهایت باعث نزدیکتر شدن دو همکلاس بر بستری دراماتیک می‌شود.

طالبی در این فیلم هم از حضور بازیگران حرفه‌ای صرفنظر کرد و به نابازیگران اکتفا کرده که باز هم تشخیصی متناسب با نیاز قصه و جنس خاص فیلم است. "تیک تاک" توانست سیمرغ بلورین بهترین فیلمنامه و جایزه ویژه هیئت داوران از دوازدهمین جشنواره فجر، جایزه بهترین فیلم از جشنواره فیلم رشد و ... را به خود اختصاص دهد.

"کیسه برنج" در سال 1375 با فیلمنامه‌ای مشترک از طالبی و هوشنگ مرادی کرمانی ساخته شد. فیلم داستان همراهی یک پیرزن و کودک پنج ساله برای رسیدن به خواسته‌هایشان است. همراهی که منجر به گم شدن آنها در معابر شلوغ شهر می‌شود و مردم در صدد کمک برمی‌آیند.

این فیلم هم در راستای چند فیلم اخیر طالبی داستانی ساده با گرهی به نظر کوچک دارد که به گونه‌ای منطقی و کمرنگ دراماتیک شده است. "کیسه برنج" جایزه ویژه هیئت داوران برای بهترین کارگردانی و پروانه زرین بهترین فیلم جشنواره فیلم‌های کودکان و نوجوانان، جایزه نقدی جشنواره بین‌المللی فیلم رن، دیپلم افتخار بهترین فیلم جشنواره رشد و ... را از آن خود کرد.

"بید و باد" در سال 1377 با فیلمنامه‌ای از عباس کیارستمی ساخته شد. فیلم که به پیروی از نام نویسنده‌اش فضایی مشابه آثار کیارستمی دارد. داستان فیلم درباره پسربچه‌ای است که برای شکستن شیشه کلاس تنبیه می‌شود تا شیشه را نینداخته سر کلاس نیاید. مشکل هم از جایی به وجود می‌آید که در این روستا شیشه‌بری وجود ندارد و او باید راهی طولانی را برای این منظور طی کند.

"تو آزادی" در سال 1379 با فیلمنامه‌ای از خودش ساخته شد. فیلمی که به مسائل خاص نوجوانان در کانون اصلاح و تربیت می‌پردازد و از حضور بازیگران حرفه‌ای چون عبدالرضا اکبری و پریوش نظریه بهره برده است. فیلم به زندگی دو نوجوان می‌پردازد که در آستانه آزادی هیچکس به استقبالشان نیامده و همراهی مدیر کانون برای سر و سامان دادن به وضعیت آنها بهانه‌ای می‌شود برای نقب زدن به زندگی و سرنوشت تلخ آنها. فیلمی که در انتها آنها را به فضایی مستعد بازگشت به همان کانون رها می‌کند.

"سرخی سیب کال" در سال 1384 با فیلمنامه‌ای مشترک از طالبی و محمدرضا کاتب ساخته شد. فیلم درباره نوجوانی است که زندگی آرام در کنار مادر و برادرش دارد و وقتی مادرش در موقعیت ازدواج مجدد قرار می‌گیرد این آرامش از بین می‌رود. او در این تجربه به درکی عمیق‌تر از زندگی می‌رسد. شیرین بینا از بازیگران حرفه‌ای حاضر در این فیلم است که در بیستمین جشنواره کودک و نوجوان به نمایش درآمد.

"ماه شب چهارده" در سال 1384 با فیلمنامه‌ای مشترک از طالبی و محمدرضا کاتب ساخته شد. این فیلم ابتدا در قالب یک مجموعه تلویزیونی 13 قسمتی بر اساس کتابی از هوشنگ مرادی کرمانی ساخته شد و یک نسخه سینمایی هم از آن تهیه شد. داود رشیدی و شیرین بینا از بازیگران آن هستند.



دیوار

"دیوار" داستان تلاش دختری به نام ستاره است که می‌خواهد حرفه پدرش را که در دیوار مرگ یک شهربازی موتورسواری می‌کرده، پس از مرگ او ادامه دهد. گلشیفته فراهانی، مهرداد صدیقیان، آزیتا حاجیان، محمد کاسبی، معصومه میرحسینی و منوچهر آذری بازیگران فیلم هستند. 

طالبی و شیرین بینا فیلمنامه‌نویسان،‌ حسین جعفریان مدیر فیلمبرداری، بهمن اردلان صدابردار، عبدالله اسکندری طراح چهره پردازی، محسن آهنگری طراح صحنه و لباس، محمد علینقی کنی مدیر تولید، میترا محاسنی عکاس و هارون یشایایی تهیه‌کننده "دیوار" هستند.

"دیوار" در بخش مسابقه بیست و ششمین جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد و از چهارشنبه دوم مردادماه در گروه سینمایی "آفریقا" جایگزین "زن‌ها فرشته‌اند" شد.

+ نوشته شده در  جمعه چهارم مرداد 1387ساعت 10:48  توسط مریم و نازی | 
 

خسرو شکیبایی صبح امروز 28 تیر دار فانی را وداع گفت ... ایشان صبح امروز به علت ایست قلبی در بیمارستان پارسیان درگذشت ... آن مرحوم متولد 1323 تهران , فارغ التحصیل بازیگری از دانشگاه تهران بود . آخرین فیلمی که از او اکران شد اتوبوس شب بود ... یاد و خاطره ی این هنرمند همیشه در ذهن ما خواهد ماند ... هنرمندی بزرگ که در روزهای پایانی عمرش بیماری کمرش را خم کرده بود ... بیماری دیابت که خیلی ها ازآن رنج میبرند ... برای هنرمند عزیزمان از خداوند منان طلب مغفرت و آمرزش میکنیم ...

 

 

به یاد خسرو شکیبایی /سیمای یک مرد عاشق در قاب مرگ
   

پرونده زندگی زنده‌یاد خسرو شکیبایی در حالی بسته شد که سال‌ها بود همگان با دیدنش افسوس همه روزهای رفته را با خاطره بازی او می‌خوردند؛ روزهایی که بوی زندگی و عشق و پریشانی به همراه داشت.


 

 همین چند روز پیش بود که به لطف پخش "سارا" از تلویزیون با او تجدید دیدار کردیم. وقتی گشتاسب (شکیبایی) ته همه رذالت‌ها و سیاهی‌هایش با عشق عاقبت بخیر شد و با آن سبد گل و تکه تکه حرف زدن‌هایش از سارا حلالیت طلبید و نامه‌اش را از زیر در برای حسام فرستاد، نمی‌دانم چرا دلم به حال او بیش از همه کسانی که این نقش را بازی کرده بودند سوخت.



اتوبوس شب

خسرو شکیبایی هر چند 40 فیلم سینمایی، چند مجموعه تلویزیونی برجسته و چندین اجرای صحنه ای در کارنامه بازیگری خود دارد ولی بیش از هر چیز با کاراکتر حمید هامون و بازی در نقش این استاد فلسفه عاشق آشفته خود را در دل مخاطب جا کرد و تصویر دوست داشتنی او همواره در قاب این نقش ماند.

شکیبایی وجهی از خود به این کاراکتر بخشید که به نوعی در تطابق کامل با خودش قرار گرفت. این گونه بود که پس از آن بیش از آنکه شاهد حضور شکیبایی در نقش های جدید باشیم، برای این به دیدن فیلم هایش می رفتیم که ببینیم این بار حمید هامون در نقش چه کاراکتری ظاهر می شود و این جذابیت بالقوه حضور وی بود.

در واقع شکیبایی و هامون یکی شدند تا امروز بعد از گذر همه این سال‌ها او برای ما یادآور همه مردان عاشق باشد که عشق شان را بی‌محابا فریاد می زنند و در گیر و دار سنت و مدرنیته خود را یک آدم آویزون می پندارند. همو بود که این جمله کلیدی را از مجموعه "خانواده سبز" وارد دیالوگ های روزمره ما کرد که( قهر هستی، حرف که می زنی؟) و یادی از همه روزهای رفته خود را برای ما باقی گذاشت.

چه بسیار نقش منفی هایی که با گذر از فیلتر او خاکستری، جذاب و دوست داشتنی شدند و او بود که ما را وامی داشت که در اوج خطاکاری همراهش شویم و برای رستگاری او و بازگشت به همه نقاط روشن که از او سراغ داشتیم دعا کنیم و پیشاپیش او را به خاطر همه چیز ببخشیم و دوست بداریم. 

خسرو شکیبایی سال 1323 در تهران به دنیا آمد و تحصیلاتش را در رشته بازیگری در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران به پایان برد. او قبل از انقلاب تنها در عرصه تئاتر فعالیت داشت و فعالیت حرفه ای در عرصه سینما را با بازی در فیلم "خط قرمز" مسعود کیمیایی در سال 1361 آغاز کرد.

سرآغاز دوره تازه فعالیت بازیگری شکیبایی فیلم "هامون" داریوش مهرجویی بود. او برای بازی در این فیلم سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد را از هشتمین جشنواره فیلم فجر به دست آورد. شکیبایی همچنین برای بازی در فیلم "کیمیا" احمدرضا درویش بار دیگر برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول از سیزدهمین جشنواره فیلم فجر شد.

از مهمترین فیلم‌های این بازیگر فقید می‌توان به "بانو"، "سارا"، "پری"، "دختر دایی گمشده" و "میکس" مهرجویی، "خط قرمز"، "حکم" و "رئیس" کیمیایی، "کاغذ بی‌خط" تقوایی، "اتوبوس شب" و "خواهران غریب" پوراحمد، "یکبار برای همیشه" و "مزاحم" الوند، "سالاد فصل" و "ستاره بود" جیرانی، "شب" صدرعاملی، "سرزمین خورشید" درویش، "دست‌های خالی" طالبی، "عاشقانه" داودنژاد، "رابطه" و "عبور از غبار" درخشنده و "چه کسی امیر را کشت؟" کرمپور اشاره کرد.

تازه های سینما درگذشت این هنرمند برجسته را به خانواده وی و جامعه هنری تسلیت می‌گوید. یادش گرامی...

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم تیر 1387ساعت 16:46  توسط مریم و نازی | 
يک بعدازظهر تابستاني در پشت صحنه فيلم «بي پولي» ساخته «حميد نعمت الله»
بي پول هاي رسوا...



خيلي ها منتظر بودند که سازنده مستعد فيلمي چون بوتيک- که در روزهاي نمايش اش در جشنواره بيست و دوم کسي اميدي به آن نداشت و فقط به خاطر کنجکاوي از تيم بازيگري اش به ديدن آن نشستند و ناگهان خود را با شاهکاري کوچک رخ به رخ ديدند - يک بار ديگر دست به ساخت فيلمي بزند که خاطره و لذت خوش فيلم «بوتيک»اش يک بار ديگر زنده شود و «حميد نعمت الله» يک بار ديگر پشت دوربين برود... و حالا اين روزها رسيده است. دليل براي اينکه فکر کنيم «بي پولي» فيلم خوبي خواهد شد بسيار است، شايد اولين دليل اميدمان اين باشد که «حميد نعمت الله» باسابقه يي که از خود ساخته، فيلم را جلوي دوربين برده است. اين اولين اميد ماست. دليل دوم هم، يک جورهايي به همين يکي وصل است؛ فيلم را برادران شايسته در هدايت فيلم تهيه مي کنند. دليل ديگر، اما کنجکاوي است. کنجکاوي ديدن زوج ليلا حاتمي و بهرام رادان، زوجي سخت متفاوت که اول بار در «حکم» مسعود کيميايي ديديدم شان و با اينکه رابطه شان محور فيلم نبود، حضورشان متفاوت جلوه مي کرد و همين، اين اميد را ايجاد مي کند که تمرکز روي آنها در «بي پولي» نتيجه - حتي - بهتري حاصل آورد.

البته فقط هم اميد نيست. ترس هم هست. نمي دانم اين «کمدي» چه آفتي است که به جان فيلمسازان ما افتاده. آخر چرا کارگردان باهوش و خوش قريحه يي مثل «نعمت الله» بعد از فيلم درخشان، تلخ و سياه «بوتيک» چند سال صبر کرده و آن وقت سراغ يک فيلم کمدي مي رود؟ هر چند موضوع فيلم و بازيگرانش مي تواند باعث دلگرمي مان به سرنوشت فيلم باشد ولي اين قضيه طنز و کمدي کمي وصله ناجوري به نظر مي رسد و مي ترسيم نتيجه کار يکباره مثل پتکي همه اميدها و دلبستگي هايمان و حسابي که روي «نعمت الله» باز کرده ايم را توي سرمان بکوبد. اين بيم و اميدها با ما خواهد بود تا زمان تماشاي فيلم که به احتمال زياد در بخش مسابقه فيلم هاي اول و دوم جشنواره بيست و هفتم فجر خواهد بود و ما تا آن روز بدون فکر کردن به ترس هايمان منتظر رودررويي با اثري درخشان همانند «بوتيک» عزيزمان مي مانيم.

«حميد نعمت الله» که در فيلم هاي «ضيافت» و «مرسدس» دستيار مسعود کيميايي بوده و با ايرج قادري در فيلم «مي خواهم زنده بمانم» همکاري کرده است شهريور 81 اولين فيلم بلند سينمايي اش به نام «بوتيک» را با فيلمنامه يي نوشته خودش و با حضور بازيگراني چون محمدرضا گلزار، گلشيفته فراهاني، حامد بهداد، رضا رويگري، افسانه چهره آزاد و تعداد زيادي از بازيگراني که تا پيش از آن هيچ نقطه درخشاني در پرونده کاري شان نداشتند جلوي دوربين برد؛ «گلزار» که به جز قيافه خوبش به بي استعدادي شهره بود در اين فيلم با چهره سرد و آشفته اش درخشيد. گلشيفته فراهاني 17ساله که «درخت گلابي» را بازي کرده بود با «بوتيک» ستاره نوجوان سينما و محبوب نسل سومي ها شد.

حامد بهداد که يک نقش مثبت معمولي در فيلم «آخربازي» را از او ديده بوديم با «بوتيک» شد حامد بهدادي که لقب مارلون براندوي جديد را با خود يدک کشيد. رضا رويگري که با بوتيک دوباره احيا شد. افسانه چهره آزاد که بوتيک تنها نقطه عطف کارنامه اش شد و همه بازيگران ديگري که بهترين نقش آفريني عمرشان را در «بوتيک» ثبت کردند تا حميد نعمت الله و فيلمش به پديده جشنواره بيست و دوم تبديل شوند و سيمرغ بلورين بهترين فيلم اول جشنواره سال 82، تنديس زرين بهترين کارگردان هشتمين جشن خانه سينما و جايزه بهترين کارگردان و فيلمنامه نويس انجمن نويسندگان و منتقدان سينمايي در سال 83 را نصيب «بوتيک» کنند. اما «نعمت الله» که بعد از بوتيک همه منتظر فيلم بعدي اش بودند چند سالي به اجبار يا اختيار از صندلي کارگرداني فاصله گرفت و در زمينه فيلمنامه نويسي و ساخت فيلم مستند به فعاليت پرداخت تا اينکه بالاخره اوايل سال گذشته خبرهايي در مورد فيلمنامه يي با عنوان «بي پولي» به گوش رسيد که نام «حميد نعمت الله» را در مقام نويسنده و کارگردان يدک مي کشيد. البته ظاهراً ايده و طرح اوليه از «نعمت الله» بود و «هادي مقدم دوست» در نگارش فيلمنامه با او همکاري داشت. به هر حال بعد از تکميل فيلمنامه و دريافت پروانه ساخت در شهريور سال گذشته مصطفي شايسته (تهيه کننده بوتيک) تهيه کنندگي «بي پولي» را به عهده گرفت و فيلم رسماً وارد مراحل پيش توليد شد. بهرام رادان اولين بازيگري بود که حضورش در «بي پولي» قطعي شد و پس از آن اسامي ديگر بازيگران از جمله ليلا حاتمي در نقش مقابل بهرام رادان اعلام شد. در اين ميان اعلام نام «حامد بهداد» در ليست بازيگران بيشتر از بقيه خبرساز شد، چرا که با بازي درخشان و تاثيرگذار «بهداد» در «بوتيک» خيلي ها در انتظار همکاري مجدد او و حميد نعمت الله بودند تا دوباره شاهد شاه نقش ديگري از اين بازيگر بااستعداد باشند اما اين همکاري به دلايلي که ظاهراً گرفتاري هاي کاري «حامد بهداد» عنوان شد شکل نگرفت تا در نهايت حسرتي براي دوستداران سينما و شايد بهداد و نعمت الله به همراه بياورد. سرانجام پس از تکميل عوامل پشت دوربين و بازيگران «نعمت الله» با پشت سر گذاشتن پيش توليدي نسبتاً طولاني و خبرساز اوايل خرداد امسال دومين فيلمش را با مضموني اجتماعي و طنز در خيابان شيخ بهايي تهران جلوي دوربين برد. «بي پولي» يک مقطع زماني دو ساله از زندگي يک زوج جوان به نام هاي ايرج (بهرام رادان) و شکوه (ليلا حاتمي) را به تصوير مي کشد که در ابتداي ازدواج شان زندگي خوب و نسبتاً راحتي دارند اما در آستانه تولد اولين فرزندشان و در اثر اتفاقي مرد دچار ورشکستگي و بيکاري مي شود که در ابتدا موضوع را خيلي جدي نمي گيرد و تصور مي کند با موقعيتي که دارد دوباره کارش درست مي شود و دوران بيکاري و بي پولي اش تمام مي شود، اما اين دوران طولاني و وضعيت زندگي آنها پيچيده و بغرنج مي شود و بايد راه چاره يي بينديشند.

بی پولی



آدم بي پول عين آدم عملي مي مونه...

سوار بر آسانسوري نامطمئن و زهوار دررفته راهي طبقه هفتم ساختمان کمال الدين بهزاد در تقاطع خيابان 16 آذر و بلوار کشاورز مي شوم. ساعت 30/2 بعدازظهر دوشنبه دهم تير است و من با هماهنگي محمد شايسته (مديرتوليد بي پولي و جوان ترين عضو کمپاني هدايت فيلم) براي تهيه گزارش به اين ساختمان قديمي آمده ام. وقتي به طبقه هفتم مي رسم با خودم مي گويم اين همان جايي است که به درد فيلم «حميد نعمت الله» مي خورد. لوکيشن هاي بوتيک را يادتان است. خانه مجردي جهانگير (گلزار) و رفقايش که قديمي و بي در و پيکر بود يا خانه مهرداد (حامد بهداد) و زن 10 سال بزرگ ترش (چهره آزاد) که آن هم قديمي و به هم ريخته بود. خانه اتي (گلشيفته فراهاني) هم که اصلاً توي قبرستان بود. فقط خانه شاپوري (رضا رويگري) لوکس و مرتب بود که اتفاقاً شخصيت منفي فيلم هم بود. انتخاب لوکيشن ها در بوتيک از اين نظر واقعاً شاهکار بود.

حالا در اتاق هاي تودرتوي اين ساختمان قديمي، نعمت الله سکانس هاي مربوط به دفتر «منصور» يکي از دوستان نزديک «ايرج» را با بازي امير جعفري جلوي دوربين مي برد. روي برگه يي که روي ديوار سالن چسبانده اند اين موارد نوشته شده؛ روز- داخلي- دفتر منصور، بازيگران؛ بهرام رادان (ايرج)، امير جعفري (منصور)، فرهاد شريفي (دولتشاهي)، بابک حميديان (شاهرخ)، سيامک انصاري (بهروز)، علي سليماني (رحيم)، نادر فلاح (احمد رنجبر)، وحيده دلجو (منشي) و مقابل هر يک از اسامي ساعت حضور و گريم شان را قيد کرده اند که اکثراً از 30/6 صبح حاضر شده اند بنابراين زماني که من آنجا رسيدم بازي چند نفرشان تمام شده بود و در حال خداحافظي از گروه بودند. البته «بهرام رادان» و «امير جعفري» هنوز چند ساعتي کار داشتند. يکي از اتاق هاي نسبتاً بزرگ واحد هفت را به عنوان دفتر کار منصور طراحي کرده اند. روي در و ديوار اتاق انواع تابلوهاي تبليغاتي کرم هاي ضدآفتاب و لوازم آرايشي و بهداشتي به چشم مي خورد و داخل قفسه هاي دور تا دور اتاق نيز پر است از شامپو و کرم پودر و ادوکلن و لوازم آرايشي. ظاهراً منصور کارش پخش و فروش لوازم آرايشي آن هم از نوع مارکدار و خارجي اش است و اين اتاق پررنگ و لعاب هم دفتر کار اوست که محل تردد شرکا و رفقايش از جمله «ايرج» است که ظاهراً بر سر مسائل مالي با هم به مشکل برخورده اند. عليرضا زرين دست دوربين اش را داخل دستشويي آپارتمان قرار داده و نعمت الله با «رادان» و «جعفري» ديالوگ ها و حس ادا کردن آنها را مرور و تمرين مي کند. ظاهراً در اين صحنه ساعت نسبتاً گران قيمت «ايرج» درون چاهک توالت افتاده و «منصور» کمک مي کند که آن را بيرون بياورد.

در همان حين نيز ديالوگ هايي نسبتاً طولاني بين شان رد و بدل مي شود.

ايرج با لحني شاکي و دلخور رو به منصور؛ بيا، درش بيار...

(منصور در حالي که مي خواهد ايرج را آرام کند به سمت دستشويي رفته و در را مي بندد.)

ايرج که همچنان عصباني است، مي گويد؛ منصور يه ميليون منو که برا ژاپن رفتنت بليت گرفتمو هم بايد پس بدي ها... عوض پول مواد قرضتو بده، چکي رو که اون سال بهم دادي رو بذارم اجرا؟ آره...

منصور؛ بيا اينور... (آهسته حرف مي زند) من که مي دونم اوضاعت به هم ريخته... ايرج متحير او را نگاه مي کند.

منصور؛ مي دونم نمي خواي کسي بفهمه...

اشاره به دفتر مي کند؛ پاشو روزا بيا اينجا... اينجا من دارم با اين بابا(دولتشاهي) بعد اينکه مغازه تو ايران زمينو از دستم درآوردن اينجارو با هم اجاره کرديم، جواب نداد. اما زد صاحابش مرد. ديگه ما اجارش از گردنمون باز شد. نقد بدن مفت دست ماس. بيا اينجا تلپ شو کسي آمارتو نگيره، تو بيکاري مي خواي کسي نفهمه، منم هم بيکارم هم يه ذره خلاف مي کنم مي خوام کسي نفهمه... آدم بي پول عين آدم عملي مي مونه... فرق نداره... جفتشون دستشون رو بشه رسوان، رسوايي هم که رسوائيه...

منصور در حين اينکه دارد جملات آخرش را مي گويد ساعت را هم از درون چاهک توالت بيرون مي آورد و به همراه ايرج که از ديدن ساعتش در آن وضعيت مشمئزکننده حسابي چندشش شده از دستشويي بيرون مي آيند. البته ناگفته نماند امير جعفري و بهرام رادان هم براي اينکه زودتر از شر اين سکانس ناخوشايند خلاص شوند با دقت و تمرکز کافي ديالوگ هايشان را (که بخش عمده آن مربوط به شخصيت منصور است) ادا کردند و با کمترين برداشت براي گرفتن صحنه بعدي آماده شدند.

در فرصتي که پيش مي آيد با «بهرام رادان» کمي درباره نقش «ايرج» و همکاري با «نعمت الله» گپ مي زنم و از «سنتوري» و «چهار انگشتي» مي پرسم که حرف هاي جالبي مي زند و تاکيد مي کند که اينها را به عنوان مصاحبه قلمداد نکنم، اما از خلال صحبت هايش مي فهمم نقش اش در «بي پولي» را خيلي دوست دارد و در يک جمله درباره خود فيلم مي گويد؛«بي پولي درد مشترک و جهانشمولي است، اميدوارم فيلم اش هم داراي مخاطبان فراگيري باشد.»

«رادان» قول مي دهد بعد از نمايش فيلم حتماً گفت وگوي مفصلي درباره نقش اش و کلاً خود فيلم انجام دهد و من اين حرف او را به عنوان سندي مکتوب در اين گزارش مي آورم که مبادا فراموش شود.

 بی پولی

شکار پشه ها مقابل لنز

براي ضبط صحنه بعدي «رادان» لباس هايش را عوض کرده و با تي شرت و شلوار راحتي آماده بازي مي شود. امير جعفري هم با همان تي شرت و شلوار لي اش که فقط پايين اش را به بيرون تا کرده ديالوگ هايش را تمرين مي کند. ظاهراً در اين سکانس هم «رادان» ديالوگ چنداني ندارد و مثل صحنه قبلي «امير جعفري» بيشتر حرف مي زند. قضيه از اين قرار است که «ايرج» به حرف «منصور» گوش کرده و براي اينکه کسي به قضيه بيکاري او پي نبرد روزها به دفتر رفيق اش مي آيد. در اين صحنه «رادان» و «جعفري» با بي حوصلگي روي قاليچه يي که کف دفتر انداخته شده نشسته اند، البته «رادان» بالشي هم زير سرش گذاشته و دراز کشيده است و «جعفري» که مشغول جمع کردن لوازم آرايشي ريخته شده روي قاليچه است از وضعيت به وجود آمده براي خودشان حسابي شاکي است و با رفيق اش درددل مي کند.

«زرين دست» که به قول خودش آمادگي اش زبانزد خاص و عام است با حرارت خاصي اعلام آمادگي مي کند و «نعمت الله» از «رادان» و «جعفري» مي خواهد يک بار ديگر حرکات و ديالوگ هايشان را تمرين کنند. در همين حين «زرين دست» به بهرام رادان مي گويد همين طور که درازکشيده يي سرت را نزديک دوربين بياور. «رادان» وقتي سرش کاملاً زير لنز دوربين قرار مي گيرد به زرين دست مي گويد؛ آندوسکوپي است و زرين دست هم که ظاهراً در فکر انجام يکي ديگر از حرکات جادوگرانه اش است، مي گويد؛ بله آندوسکوپي است. بعد از چند بار تمرين ضبط نهايي انجام مي شود که البته پس از چند برداشت مورد تاييد «نعمت الله» قرار مي گيرد. با اينکه همه ديالوگ هاي اين صحنه برعهده امير جعفري است و اداي آنها در يک پلان طولاني کار دشواري است اما او به واسطه بازي در صحنه تئاتر به خوبي از عهده نقش اش برمي آيد و قدرت بازيگري اش را به رخ مي کشد.

(منصور در حالي که کلافه و ناراحت است يک به يک ادوکلن ها و لوازم آرايشي ريخته شده روي قاليچه را داخل کيسه نايلوني بزرگي مي اندازد و در همان حين با ايرج که روي زمين دراز کشيده و کلافه تر و دمغ تر از اوست حرف مي زند.)

منصور؛ صددفعه به اين دولتشاهي گفتم بابا تو اين دفتر منشي نمي خوايم، حرف گوش نمي کنه که، ورداشته منشي آورده اينجا، پولم نداريم بهش بديم، خب اونم حق داره شکايت کنه...

بعد از ميان وسايل ريخته شده روي زمين سشوار سفيدرنگي را برمي دارد و مي گويد؛ اينا سشواراي خوبين، اين آخريشه...

و ادامه مي دهد؛ اي بابا عصري بايد با سيمين و بچه ها بريم خونه خواهرش تو ميني سيتي، فقط 10 هزار تومن پول آژانسمون مي شه... اي خدا ما رو از اين فلاکت نجات بده.

بعد ادوکلن چارلي را برمي دارد و کمي از آن را در هوا پخش مي کند و مي گويد؛ يادش بخير ادوکلن چارلي، ايرج جون يادت مياد اينارو، قديما اينا واسه خودشون برو بيايي داشتن، اون ژيگول شيطونا مي زدن...

(ايرج با بي تفاوتي از روي بالش نيم خيز مي شود و ادوکلن را از منصور مي گيرد و کمي از آن را به روي لباسش مي زند.)

منصور دوباره به حرف هايش ادامه مي دهد؛ دختر

منشي يه ساکت شده، حتماً داره گريه مي کنه، هر وقت گريه مي کنه ساکت مي شه، کلاً خيلي گريه مي کنه... آخي طفلکي...

بعد رو به ايرج مي گويد؛ بده من ادوکلن رو، همين يه دونه مونده... ايرج همچنان به رو خوابيده و با يک پشه کش باتري دار که شبيه چوب بدمينتون است دارد پشه ها و مگس هاي دوروبرش را قلع و قمع مي کند.

براي گرفتن صحنه شکار پشه ها يکي از افراد پشت صحنه مقداري کاغذ ريز را درون چوب پشه کش مي ريزد که با تکان دادن آن صدايي شبيه به ترکيدن پشه ها و مگس ها به گوش مي رسد. «زرين دست» از «رادان» مي خواهد چند بار دستگاه پشه کش را زير لنز دوربين اش به چپ و راست تکان بدهد تا موقعيت سردرگمي و مسخره يي را که ايرج و منصور در آن گرفتار شده اند به تصوير بکشد که ظاهراً خيلي هم جذاب از کار درمي آيد و با تشکر از «رادان» رضايت خودش را اعلام مي کند.

بی پولی

چِکِ زن پوله...

بعد از پايان فيلمبرداري از «حميد نعمت الله» مي خواهم يکي از سکانس هاي فيلمنامه «بي پولي» را انتخاب کرده تا در گزارش ام بياورم و او با تاکيد بر اينکه سکانس هرچه کوتاه تر باشد براي خواننده روزنامه جذاب تر است اين سکانس را پيشنهاد مي دهد؛

سکانس 115- داخلي- روز - بالاخانه يي در بازار (ايرج در مغازه يي مقابل مردي نشسته که از سماوري چرک و کثيف در حال چاي ريختن است و پس از ريختن چاي مرد چک شکوه را برانداز مي کند...)

مرد؛ چک زنه؟ ... خوبه، چک زنته؟ هان؟ چک زن پوله، بخواد پول نشه چکو بذاري اجرا شوهره ديگه مجبور شده کليه شو بفروشه چک زنشو پاس مي کنه، راسته مي گن از بالاي 38 سال کليه نمي خرن؟،

ايرج؛ اطلاعي ندارم

مرد؛ شما چند سالته آقاجون؟

ايرج؛ 35 سال.

مرد؛ بسيار خب،

 

بی پولی

اعتماد

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم تیر 1387ساعت 15:7  توسط مریم و نازی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
به نام خدا.سلام به شما بازديد كننده عزيز
وبلاگ تازه هاي سينما با آخرين خبرها از سينمای ایران و خارج در خدمت شماست..با آرزوي اوقاتي خوش .

مديران وبلاگ تازه هاي سينما مريم و نازي

نوشته های پیشین
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
آرشیو موضوعی
خبرهای هالیوود
خبرهای از سینمای ایران
بیوگرافی
گزارش اکران فیلم های روی پرده
مصاحبه
تبریک ها و تسلیت ها
جشنواره
نقدی بر فیلم
عکس
نویسندگان
مریم و نازی
مریم
نازی
پیوندها
طرفداران Nicole Kidman(مریم)
طرفداران فوتبال(نازی)
سایت رسمی بهرام رادان
سایت رسمی سیامک انصاری
سایت رسمی محمد رضا گلزار
سایت رسمی مهران مدیری
سایت رسمی سینمای ما
سایت رسمی سینمای ایران
سایت رسمی خرید فیلم
سایت رسمی هنرپیشه های قدیم و خواننده های ایرانی
سایت رسمی جشنواره فجر
سایت رسمی بازیگران ایرانی
گروه طرفداران گلشیفته فراهانی
شاهکار سینمای ایران گشیفته فراهانی
گشیفته فراهانی
برادران هميشگي گلشيفته فراهاني
دل شیفته
بهرام رادان عاشق عصیان
اندر احوالات بهرام خان رادان
بهرام رادان
نشستگاهی در باره شاه فیلم ایران سنتوری
نوین تصویر
نصف مال فیلم,نصف مال تئاتر
شهر سینما
سینمای ایران و جهان
سینما (سیاوش)
ویلون سیاه
اردشیر ساسانی
استدیو قرمز
دونده_ تخصصي سينماي ايران(بهمن عبداللهي)
دونده تا بی نهايت (محسن طارمی)
طرفداران Nicole Kidman
دایره المعارف اینترنتی ارنا
دکتر علی شریعتی
خواب خوب
سینمای خودمونی
موسسه سينمايي فيلمسازان گروه هفت
داریوش مهرجویی؛سینماگر همیشه استاد
مركز اطلاعات اينترنتي سينما
ذيالوگ هاي ماندگار سينماي ايران
بهرام رادان (پريسا و سارا )
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان

*** .... *** ........


irLearn.com

....